هیپنوتیزم , تله پاتی , تله کینزی , سایکوکینزی , ریکی , چاکرا , پروازجسم , برونفکنی , هومیوپاتی , علوم غریبه و ....

با سلام خدمت تمامی علاقمندان به علوم متافیزیک,اینجانب نهایت تلاش خود را بکار بستم تا حد امکان مطالب ساده و مفید واقع شوند و تمامی مطالب نوشته خود بنده است و هر کس خواست کپی بردارد با ذکر منبع بلامانع است و ضمنا این مطالب فقط جهت آگاهی میباشد

چهره ها چه میگویند؟(علی موسائی مرند)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢
 

چشمها

سطح چشمها: در یک گـروه, مـعمـولا فـردی کـه سطح دیـد چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایـستـاده باشید و دیگران نشسته قطعا" شما را در موضع قدرت قرار میدهد.

مالش چشم: زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهـد نـشـانـگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میـخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. ایـن حـرکت غیر ارادی یـک افــشـاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.

چشم برگرداندن: این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ, گناه و دروغگویی است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیـام چنـیـن اسـت: "بـه حرف زدن خود خاتمه بده."

حرکت چشم بسمت بالا: این نشانه غضب و عصبانیت است.

نگاه مختصر به اطراف: این ژستی خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشـاره بـر کمرویی بی باکانه دارد.

نگاه ممتد: این بی تردید یک نشانه گرایش جنسی است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا" به چشمان شما نگاه می کند میـگویـد: "مایلم با شما بیشتر آشنا شوم"

نگاه خیره شدید: این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.

نگاه به بالا و پایین: هنگامی که آقایی نگاهش را به سر تا پای یک خانم میاندازد به او می فهماند که به اندام فیزیکی وی علاقه مند است.

چشمک: چشمک یک علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت کـه رمز و رازی میـان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.

بالا انداختن یک ابرو: زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.

ابروهای گره خورده: زمانی که هر دو ابرو بسمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شـود که دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و یـا آمـیـزه ای از ایــن هیجانات دارد.

پوشاندن صورت: زمانی که دست بروی صورت می آید مـفـهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و مـتـجاوز فاصله می اندازد.

بینی                  

لمس بینی: هنگامی که دست فردی در زمان مـحاوره با بـیـنـی اش تـماس پـیـدا کند، نشانگر  آن است که فرد موضوعی را کتمان میکند. فردی کـه این حرکت را انجام میدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وی ممکن است آرام بنظر برسد اما باطن فرد پریـشان و آشفته است. روانشناسان معتقدند دسـت زدن به بـیـنـی یـک حـرکـت غـیـر ارادی بـرای پوشاندن دهان و کتمان دروغ می باشد. دستها به بـینی انـتقال می یابند تا حقیقت را پنهان کنند.

فراخ کردن بینی: خشم، غضب و عصبانیت.

حرکت بینی بسمت بالا: وقـتی بینی با کج کردن سر به عقب بسمت بالا میرود پیام روشن است. فرد میگوید: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم" 

گرفتن بینی: چیزی فاسد شده است.

پیچیدن بینی: پیچ خوردگی بینی به یک سو نشانگر نفرت و بـیـزاری و طرد می بـاشد.

چین و چروک بینی: وقتـی عـضلات اطراف بینی منقبض میـشوند چیـن و چروک مابین چشمها پدید می آید، افشا کننده تنفر و انزجار است - از یک طرد ملایم تا تنفر شدید.

 

دهان

خنده زورکی: این نیش خند کنترل شده تا چشمها گسترش نمی یابد.

دهان کجی: گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمایان میگرداند.

تبسم با دهان گشوده: دندانهای بالا نمایان شده و بـه شـخـصـی کـه بـا شـما گفتگو میکند می فهماند که مایل هستید بیشتر با او آشنا شوید.

تبسم با لبان بسته: این لبخند تنها برای ادای احترام و ادب و نزاکت است.

در هم کشیدن لبها: هرگاه فردی لبهایش را در هم کشید به مفهوم آن است که طرف مقابلش را جذاب و دلربا یافته.

 لبهای سفت و جمع شده: دال برتنش و عدم پذیرش است.

جویدن لبها: وقتی فردی لب پایین خود را جویده و سرش را تکان میدهد نشانگر خشم فرد است.

تماس با لب 1: هرگاه انگشت اشاره بطور عمودی برای لحظه ای بطرف بالاآید میگوید: ساکت باش.

تماس با لب 2: ولی هرگاه انگشت اشاره به لب پایین تماس پیدا کند و دهـان انـدکـی باز شود مفهومش چنین است: "می خواهم با شما صحبت کنم"

سر

سر تکان دادن(بالا و پایین): کمک میکند دیگران آرامش بیابند و نـشانگر توافق است.

سر تکان دادن(چپ و راست): تکان دادن ســر از یک سو بسوی دیگر دال بر مخالفت و بی علاقگی است.

تکیه دادن چانه:  گذاشتن دستها زیر چانه می گوید: "من حوصـله ام سـر رفـتـه". فرد ممکن است بخواهد خود را مشتاق جلوه دهد اما پیام واقعی آن چنین است: "من قادر نیستم روی سخن شما تمرکز کنم"

مالش گردن: مالش گردن تردید را در مورد مـوضـوع گفته شده و یا شنیده شده آشکار می سازد.این ژست معمولا توسط انگشت اشاره روی کنار گردن درست زیر گوش پدید می آید.

نوازش چانه: این علامت نوید دهنده نـشانگر آن است که توجه شنونده بادقت کامل و مشتاقانه به تک تک واژه هایی است که شما می گویید. این حرکتی متفکرانه است که معمولا توسط مردی که ریش ندارد انجام می شود.

مالش چانه: این ژست اندکی متـفاوت بـوده و تـوسط حرکت انگشت اشاره بر سراسر پایین چانه انجام میگیرد و میتواند نشانگر آن باشد که شنونده حرف شما را باور ندارد.

خمیازه کشیدن: خواب آلودگی تنها علت خمیازه نمی باشد بلکه "خمیازه اجتماعی" نیز وجود دارد. خمیازه ای که در یک موقعیت استرس زای خفیف پدید می آید. هنگامیکه مردد هستید چه کاری میخواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان.

 

دست ها (از مچ تا سر انگشتان)

دست دادن محکم: فردی که دستش را دراز کرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـریقی می چرخاند که دستش بالا و کف دستش پایین قرار می گیـرد، سـعی در توفق و برتری جویی دارد. این نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـیـت هـای سیـاسی و دیپلماتیک کاربرد دارد.

دست دادن بسیار محکم: نشانگر شور و اشـتیاق و سلطـه گـری اسـت. بـی تـردیــد میتوان فهمید چه کسی اینجا فرمان میدهد.

دست دادن شل: فردی که تـنـها انگشتان دستـش را دراز میکند و یا دستهایش مانند ماهی شل است، می گوید: مایل نیستم به مـن دسـت بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم. همچنین آن نشانه ضعف، انقیاد و مطیع و تسلیم بودن نیز میباشد.هر گاه آقایی در یک موقعیت کاری از این دست دادن استفاده میکند امکان دارد چنین برساند که قصد دارد مخفیانه اعمال نفوذ در موقعیت نماید.

دست دادن با هر دو دست: هرگاه از دست چپ برای دربرگرفتن و پوشاندن دستهای فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستکش وار نامیده شده و راستی و صمیمیت زیاد را می رساند مانند یک در آغوش گرفتن کوچک و ظریف.

حرکت انگشت: ضربه آهسته، مضراب زدن و یا ریتم یکنواختی را با انگشتان نواختن، دلالت بر بی تابی وناشکیبایی دارد. یک حرکت نمادین گریز میباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بی حرکت است انجام میدهند.

دستهای پـنهان: این ژست مرموز و آب زیر کاهانه است. فرد میگوید: مایل به گفتگو با شما نمیباشم. خصوصا در مورد دستهایی که عمیقا در جیــب ها فرو شده باشد جایی که برای تماس و گرفتن دست و یا هر گونه رابطه صمیمانه وجود نخواهد داشت.

دستها بروی زانو: وقتی کف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذیـرا می باشد. وقتی کف دستها پایین باشـد مـمکـن اسـت پـای فـریبکاری و تعرض در میان باشد.

مناره کردن انگشتان: هنگامی که فردی انگشتان خود را بهم فشرده و چـانـه و دهان را روی سر انگشتان قرار میدهد نـشانگر تفکر عـمـیق است. مانند زمانی که شخص به امید شنیدن جواب می باشد. همچنین حایلی اسـت بـرای مـحـافـظـت کـردن از قفسه سینه، پایین صورت و دهان.

مشت پوشیده شده با دست باز: فـرد در ایـن حـالت خشـمگین است اما می کوشد که آرام بماند. به اصطلاح خود را کنترل کند.اما مراقب این فرد باشید چون امکان دارد هر موضوع کوچکی منجر به آن گردد که کنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست: شـخصـی کـه مـی خـواهـد عـقایدش را به اجبار تحمیل کند ممکن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب کند. درحالت پرخاشگرانه خفیفتر تنها از انگشتان استفاده میگردد.

قلاب کردن دستها پشت سر: این یک ژست متکبرانه میباشد. خصوصا زمانی که فرد به عقب تکیه داده باشد.او میگوید:من آنقدر بر شما سلطه دارم که نیاز به دفاع کردن از خودم ندارم.

بازی کردن با حلقه ازدواج: این علامت عصبی بودن و نـشـانگر آن است که مشکلی در ارتباط وجود دارد. خصوصا زمانی که فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت کردن میباشد.

تکان بیقرار دستها: این تلاش بدن برای رهایی می باشد. هـورمـون آدرنـالیـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمی داند چگونه رهایی یابد. کلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـیـن پیراهن و یا جواهر آلات روی مچ به دیگران میـگوید که: شما احتیـاج بـه تـوجـه داریـد. در کـافه ایـن عمل جایز و مناسب است اما در جلسات کاری منحرف کننده و موجب حواس پرتی میگردد.

دست زدن به کراوات: این رفتار مردانه می گوید:می خواهم تاثیر خوبی از خودم بجا بگذارم. این روش اوست که می خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شدیدا" در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.

دست کشیدن در میان موها: وقتی افراد نمی دانـنـد چه چیز باید بگویند اغلب اوقات دستشان را میان موها می کشند. نـاظـری که قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است که فرد در مورد کاری که می خواهد انجام دهد و یا چیزی که میخواهد بگوید تردید دارد.

دستها(تمام دست)

خم کردن بازوها: این کار میگوید: "من پر زور و نیـرومند هستم." بالا آوردن یـک بازو نیز راهی برای جلب توجه میبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز کردن ژست خوش آمد گویی میباشد.

دستها به پشت: وقتی دستها به پشت کمر قلاب میگردند مفهومش این است که فرد وضعیت را تحت کنترل خود دارد.میگوید: "من راحت هستم" مشابه حرکتی که سربازان زمانی که در حالت خبردار نیستند به خود میگیرند.

دستها بجلو: هنگامی که ما مضطرب می باشیم تمایل به نگاه داشتن دستهـای خود در جلوی بدن خود داریم تا بتوانیم یک سد حفاظتی ایجاد گردانیم.

دستهای قلاب شده: بر خـلاف دسـت به سـینه بودن که دستها بطور متقاطع به روی سینه قرار میگیرند، این ژست در افرادی مشاهده میشود که در شرایط اضـطراب آمـیزی قرار دارند. در واقع چنین بنظر می آید برای حفظ جانشان بخودشان دست آویخته اند.

دستهای تا شده: زمانیکه دستها مقابل بدن همدیگر را قطع میکنند، مـعـمـولا نشانگر وضعیت تدافعی میباشد. فرد میگوید: من تمایل ندارم به هرچیزی که با عقایدم در تضـاد می باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعی که این طرز ایستادن پدید می آورد آگاهی ندارند. اما بـی تـردیـد بـرای سـد کـردن هـر گونه تعدی و مزاحـمت بکار گرفته می شـود. خصوصا وقتی که لبهای درهم و اخم نیز با آن همراه گردد.

دراز کردن دست : زمانی که یک مرد نشسته و دست خود را دراز کرده، او میـگوید: "من اینجا را تحت کنترل خود دارم". اما اگر یک زن این کا را انجام دهد، مـردها معمولا اینگونه می پندارند که او از حد و حدود خود تجاوز کرده است. هرچنـد زمـانـی که تنها یک دست را روی صندلی مجاور قرار میدهد میگوید: "میخواهم مانند شما(مردها) باشم"

دست به کمر بودن: دستها دو طرف کمر بطوری که آرنج بطرف خارج بدن قرار مـیـگیرد فرد میگوید: از من فاصله بگیر. این یک عمل نا آگاهانه می باشد که مـا هـرگاه احساس جامعه ستیزی داشته باشیم و یا در محل پر ازدحامی قرار داریم و تـمایـل نداریم دیگران نزدیک به ما شوند اعمال میکنیم.

شانه بالا انداختن: شانه ها بر آمده گشته و کف دستها بسمت خارج میچرخنـد. پیام روشن و واضح می باشد: من شما را نمی شناسم . و یا من نمی تـوانم به شما کمک کنم. دلالت بر احساس درماندگی فردی است که این ژست را بخود میگیرد.

 

پا ها

تکان دادن پاها: وقتی فردی طوری نشسته که یک پا را روی پـای دیـگر انـداخته و یک پا را در هوا تکان می دهد پیام این است: من حوصله ام سـر رفته. حـرکات نـشـانـگر گـریز است اگرچه بدن فرد ساکن و بدون حرکت می باشد.

انداختن پاها روی هم در ناحیه زانو: این حالت متداول بطور یـکسان در مردان و زنان رایج می باشد. مفهومش این است که: من بـسـیار آسـوده خاطر هستم.

قوزک پا روی زانو: این معمولا عملی مردانه می باشد. میگوید:من قاطعانه از حقوقم دفام می کنـم اما بـا آرامـش هسـتم. این همان ژست اصیل "پا روی پا اندازی کابویی" است. 

انداختن پا روی هم در ناحیه قوزک: این ژسـت در مـردها بیش از زنها مورد استفاده قرار می گیرد. می گوید: "من مودبانه در آرامش هستم."

بهم پیچیدن پاها: این ژست در خانمها رایج می باشد. زن پاهایش را بهم می پیچانـد طوری که یک پایش را به پشت قوزک پای دیگرش قلاب میکند. مردها انجام دادن این کار را دشوار می پندارند. بـهم فشردگی این حالت برداشت " درآغوشگیری" و نوعی تمایل جنسی را در ذهن تداعی می سازد.

قفل کردن پاها: این نیز نمونه ای از ژست زنانه میباشد. او در حالی که ایستاده یک پا را به پشت پای دیگر قفل می کند. این عمل معمولا به مفهوم آن است که فرد عصبی و ناراحت می باشد.

وضـعیت اندامی

نشستن: افرادی که ولو و تن پرورانه می نشنیند را می شناسید؟ آنها پـاهـایـشـان را باز نموده ودستهایشان به پشت صندلی مجاور می اندازد و به همه اعلام می کنند که در در آنجا حضور دارند و تمام مکان را به اشغال خود در آورده اند.

پاها بروی هم در ناحیه ران: این یک نمونه از حرکات مردانه می بـاشـد کـه ضـمنـا در زنانی که شلوار به پا میـکنند دیـده میشود. این وضع و برخورد، خیره سری و لجاجت را میرساند. و مفهومش این است که: "مـن عقیده ام را تغییر نخواهم داد پس به خودتان زحمت ندهید".

در آغوش گرفتن پاها: زنها بیشتر این عمل را انجام می دهند. اغـلـب اوقـات بـه روی صندلی و یا نیمکت می نشینند و خودشان را مثل یک توپ فشرده، جمع و حلقه کرده و پاهایشان را در آغوش می گیرند. هر چند که این رفتار خود-شیفته ایـنطور بنظر می آید که زن خود را بداخل میکشاند اما او در واقع بدنبال یک ملاقات و رویارویی رمانتیک است.

روی لبه صندلی: هرگاه فردی روی لبه دسته صندلی بنشیند شما می توانید اینگونه برداشت کنید که فرد گوش به زنگ، مـصـمـم و مشتاق به درمـیـان گـذاشـتـن عـقـایـد و احساسات خود میباشد. هر چند که با عقاید شما کاملا در مغایرت باشند.

قلاب کردن زانو ها: هنگامی که فردی بجلـو خـم شده و زانـوها را قلاب می کـنـد ایـن علامت هـشـدار دهـنـده ای بـرای شـما مـی بـاشـد که ســریع تر صحبت کنید. شنونده درآستانه پریدن از جای خود ورفتن است.

صاف نشستن: مصمم، مصر و با پشتکار پیام افرادی است که اینگونه می نـشـیـنـنـد. رسیدن به ظاهرشان برایشان اهمیت دارد و حاظر هستند همه چیز را بـمنظور رسیدن به اهدافشان قربانی کنند.

خم شدن به عقب: آنان به صندلی-کج کن ها نیز مشهور میباشند. این افراد ماجراجو و شیطنت کار هستند و میل به ریسک کردن دارند.مانند واژگون شدن از عقب که برخی اوقات نیز روی میدهد.

خم شدن به جلو: نشستن در این وضع نشانه علاقه وافر شنونده میباشد. می گوید: "توجه من به شماست". وقتی این اتفاق میافتد گوینده معمولا به عقب خم میشود که بیانگر آن است که گوینده مسلط بر کارش میباشد.

بجلو خمیده شدن: هنگامی که فرد روی صندلی به جـلو خـمیـده شـده بـاشـد ممکن است معذب بنظر آید. اما عکس آن صادق می باشد. این حالت غیر رسمی و خودمانی بیانگر اعتماد بنفس در تمام عرصه های اجتماعی میباشد.

هر دو پا بروی زمین: افرادی که اینگونه می نشینند، واقع بـیـن، مـستقل، عمل گرا و منظم هستند.آنها مایلند شما آگاه باشید که وضعیت را تحت کنترل خود دارند. پیام این گروه چنین است: " اطراف من مراقب حرکاتت باش، من جدی هستم."

میان دو پا قرار دادن صندلی: چرخـانـدن صـنـدلـی و نـشستن روی آن همچون سوار شدن بروی اسب یک نمونه مشخص از رفتار مردانه است. نـشانگر یک فرد حکم کننده و سلطه جو میباشد. وقـتی که یک زن این ژست را بخود میگیرد میگوید: "میخواهم مانند مردان باشم".

بد ن

راست قامت ایستادن: حالت ایستادن افراشته میگوید شما انسان با اعتماد بنفس، صادق و موفقی هستید. حتـی اگـر کـوتـاه قـد باشید، گرفتن یک ژست مطمئن وبی پروا شما را پر ابهت نشان خواهد داد.

گامهای کوتاه - بلند: استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهای بلند برداشتن و کمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بیانگر یک حالت مطمئن و با صراحت می باشد. برعکس گام های ریز و با شانه های قوز کرده فرد را ترسو و آسیب پذیر مینماید.

احوال پرسی دوستانه: با اندک بالا آوردن ابرو زمانیکـه بـرای نـخستین بار شخصی را ملاقات می کنید، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشیار می نماید.

رویارویی نزدیک: هر فردی مجاز و نیازمند مقدار معینی حـریـم شـخـصـی در پـیـرامـون خودش میباشد. معمولا آن حریم شخصی 180-90 سانتیمتری شمـا امـتـداد مـی یـابد. محدوده صمیمی و خودمانی 50 سانتیمتر امتداد دارد. زمانیکه فردی خیلی نزدیک بجلو می آید منجر به مزاحمت و ناراحتی می گـردد. این یـک عـمل تـجاوز کارانه می باشد که مرزها و حدود دیگران را رعایت نکرده و احترامی برای آنها قائل نمی باشد. این طرز رفتار می تواند سبـب گـردد یـک فـرد مـنـفعـل و بی اراده، احساس آسیب پذیری کرده و حالت تدافعی بخود گیرد. تا زمانی که از شما در خواست نشده عقب بمانید.

بی رغبتی: اگر میخواهید برتر از دیگران جلوه کنید، پشت به دیوار تکیه زده و دست به سینه بایستید. پیام روشن است: "مزاحم نشوید."

گرفتن گردن: هنگامیکـه دسـت بـطرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب می کند نشانه خشم می باشد. در دوران بدوی این ژست به ضربت سختی بر سر فرد مقابل منجر می گشت. اما در جامعه متمدن میباید از این عمل اجتنـاب ورزیـد. افرادیکه زبان بدن را متوجه میشوند از توانمندی این عمل آگاه هستند.

بی قراری(وول خوردن): در موقعیت اجـتمـاعی هرگاه با پول خرد داخل جیبتان بازی کنید و صدای جیرینگ جیرینگ آن را درآورده یا با موها و یا لباستان کلنجار رویـد، علامت واضحی است که شما عصبی، بی قرار و هیجان زده می بـاشـیـد. بـرای گـذاشتن تاثیر خوب بروی دیگران سعی کنید این حرکات تهییج آمیز و بیتاب گونه را درخود فرو نشانید.

کشیدن شلوار: این عمل در مردان بیش از زنان انجام میشود. چون مردها هستند که اغلب اوقات شلوار بتن می کنند. پارچه شلوار یک پا به نشانه نـابـاوری بـه بــالا کشیده میشود. مانند این میماند که پایش را روی یک چیز ناخوشایند گـذاشـته و میکوشد آن را از روی شلوارش بتکاند.

به دیوار تکیه زدن: زمانیکه شما به دیوار و یا درب ورودی با آرامش خاطر بسیار، تـکیه می دهید، به دیگران می گویید که بمانند. این روشـی اسـت برای طولانی کردن گفتگو خصوصا وقتی که در موقعیتهای اجتماعی قرار دارید.

ارتباط نزدیک: دو فردیکه با هم گفتگو کرده و همدیگر را در یک جایگاه و همسو مییابند، انس و علاقه متقابل را نمایان میکند. افرادیکه برای مدت زمان مدیدی با یکدیگر بوده اند حرکات یکدیگر را تـقـلـیـد و تـکرار کـرده و حـتـی کلمات و الفاظ یکسانی را همزمان بیان میکنند.

نزاع: هنگامی است که دو فرد رو در روی هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـی می ایستند که بیانگر خشونت و تند خویی شدید میباشد. در شرایط عادی هر دو فرد در هنگام صحبت کردن اندکی از یکدیگر فاصله میگرند. امـا هرگاه بخواهند با یکدیگر زورآزمایی و نزاع کنند خود را در حالت بینی به بینی قرار میدهند که تقابل بسیار خطرناکی است.

تعظیم کردن: این ژست ادای احترام دنیای کهن،دیگر کاربردی جـز در محافل دیپلماتیک و موقعیت های رسمی ندارد. هر چند که در زمانهای گذشته بـعنوان ادای احـترام و درود فرستاندن متعارف بکار می رفته است، اما اکنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجریان بروی سن مورد استفاده قرار میگیرد.

دروغگو

در زیر حرکتهایی را ملاحظه می کنید که احتمال دارد نشانگر بی صداقـتـی و فـریـبکاری افراد باشد. حتی کسانی که خیلی خوب آنها را می شناسید نیز میتوانند بشـما دروغ بگویند. اما هوشیار و مراقب باشـیـد تـا زیـاد مـحـو تماشـای حـرکات بـدن نشویـد کـه از موضوع بحث و مکالمه غافل گردید.

خنده اجباری(زورکی): یـک لـبـخـنـد واقـعـی بـه سـمت بـالا امتداد یافته و سبب چین خوردن چشمها می گردد در حالی که لـبـخـند تـصنـعی بـیـشتر شـباهت به دهن کجی دارد که معمولا نشانه بی صداقتی و دروغگویی است.

لمس کردن صورت: کـشـیدن گـوش و مـالیدن چشم علامت پـنـهان کاری می بـاشد. مالیدن چشم ها میگوید: من قادر به نگاه کـردن به شما نیستم  چون ارتـبـاط چـشمها قطع گردیده. همچنین مالیدن بینی نیز دلالت بر دروغگویی میکند.

مالیدن چانه: حرکت انگشت اشاره روی چانه بیانگر دروغ، شک و تردید میباشد.

ضربه زدن ریتمی با انگشتان: ایـن عـمـل تـلاش بـدن بـرای تـرک صـحنـه و گـریـخـتــن می باشد. انگشتان از هم اکنون شـروع بـه فـرار کرده اند. حرکات دیگری که مفهوم گریز میدهند شامل ضربات پا به زمین و بازی با جواهر آلات میباشد.

خاراندن گردن: حرکت دیـگـری که دروغگویی را فاش می سـازد خارانـدن گـردن است. توسط انگشت اشاره درست زیر گوش--مانند کشیدن گوش.

کشیدن یقه لباس: هنگامی که فردی دروغ می گوید درجـه حرارت بدن اندکی افزایش می یابد. دست بطور خود کار بالا می آید تا با شل کردن یـقه به هوا اجـازه دهـد داخـل لباس گردد.

دستها در جیب: از دیگر حرکاتی که توسط دست انجام گرفته و دروغگو را برملا میکند، بازی کردن با یـقه لـباس، فرو کردن دست بداخل ژاکت، پیراهن، بلوز و یا بداخل جیبهای شلوار میباشد.

دستان مشت شده: مشت کردن دست نیز بیانگر آن اسـت کـه فـرد چـیـزی را پـنـهـان می کند. در حالی که یک کف دست باز نشانگر رفتار رک و بی تزویر است.

اشارات با دست: اغلب دروغگویان بهمراه کلام، با دستشان حرکات و اشاراتی انجـام می دهند.  برای مثال بدنشان را مکررا میخارانند. به گفته روانشناسان، دروغگو معمولا خودش را 5 مرتبه بطورپیاپی می خاراند.

حرکات بدن: شانه بالا انداختن ودیگر حرکات بدن که در زمان نامنـاسـب رخ مـی دهـد، میتوانند نشانگر حیله و فریب باشند.

پوشاندن دهان: زمانی که فردی انگشتانش را روی دهانش قرار میدهد، حرکتی است پنهانکارانه و نا خود آگاه که میگوید: نباید چنین حرفی را میزدم. خود این حرکت از ادامه یافتن حرفی که نباید بیان میگشت جلوگیری بعمل می آورد.

پاهای بیقرار: هنگامی که پا شروع به ضربه کوبیدنهای کوتاه و تاب خوردن میـکنـد، بـه احتمال زیاد دروغی در میان می باشد. همچـنـین مـراقـب تـغیـیر رفـتارهای ناگهانی نیز باشید.

تغییرصدا: به لحن، آهنگ و زیر و بمی صدا گوش فرا دهید. هنگامی که دروغی در حال شکل گیری باشد تن صدا بالا خواهـد رفـت. گـوش دهید و ببینید آیا لـحـن صـدا متشنج و با مکثها طولانی مدت است. صرف زیاد زمان بمنظور پاسخ به پرسشها، فرصتی عطا می کنـد جـهـت گـردآوری افـکـار بـرای دادن پـاسـخ قـابـل قـبول و پذیرفتنی. علاوه بر این خطاکاری و گناهکاری با حرف زدن خیلی سریع و بیش از حد لزوم نمایان میگردد. صورت بی احساس: دروغـگـویـان در پـنـهـان کـردن تـجـلیات احساسی صورت مهارت دارند. آنها ممکن است قادر به کنترل تکان خوردنهای اضافی و ناگهانی خود باشـنـد. اما هرگاه چهره کاملا بدون احساس بود، نـشـانـه مـمـانعت از بیان حقیقت میباشد. این در تمام دروغگو ها صدق می کند - از یک شیاد حرفه ای گرفته تا یک همسر فریبکار."چهره خشک وبی روح" برای پنهان کردن و سرپوش نهادن بـسیـاری از خـطاهـا و گـنـاهان بکار گرفته میشود. البته برخی افراد ذاتا و طبیعتا چهره بی روحی دارند.

تشخیص دروغگو

برای تشخیص ویافتن دروغگو به نشانه های ذیل توجه کنید:

 چشم برهم زدنهای مفرط

 اشتباهات مکرر بروی کلمات و سخن گفتن لکنت وار

دغل کارانه خندیدن

 شانه بالا انداختن و آه کشیدن

پرسشها را خیلی سنجیده و محتاطانه پاسخ دادن

 


 
comment نظرات ()
 
رنگهای مختلف هاله(علی موسائی مرند)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢
 

هاله

هاله (Aura)کلمه‌ای لاتین به معنای هوایی که به آرامی حرکت می‌کند، نفخه، رایحه، نور و یا تابش نور و هاله است. هاله خود حوزه انرژی است، مانند هاله‌‌ای که بدن را احاطه کرده و در آن نفوذ می‌کند. (بارون رایش باخ) آن را پوشش شفاف مغناطیسی می‌نامد. هاله شامل هفت نوع، متعلق به هفت بدن از جنس انرژی ظریف است. کلاً تمایزهایی میان موارد زیر قائل شده‌اند؛

هاله معنوی به قطر 15 تا 18 فوت

هاله ذهنی که معمولاً به قطر 8 فوت است و

هاله اثیری، که تا طول 8 اینچ گرد بدن فیزیکی می‌تابد.

چون هاله‌ها روی هم قرار می‌گیرند، همیشه تمیز دادن هر یک از آنها میسر نیست. با این حال، آنچه که معمولاً روشن‌بینان می‌بینند، هاله اثیری است. این هاله چون نوعی حوزه شفاف، شامل رنگ و شکلهای متنوع است. رنگ، اندازه، ساختمان و شدت آن بر حسب حالات ذهنی و عاطفی شخص قابل تغییر است. عواطف بسیار قوی، بیماریهای جسمی و ذهنی نیز در هاله‌ها منعکس می‌شوند. یک مشاور رنگ در انگلستان بالغ بر 4700 سایه مختلف را، هنگام تجزیه و تحلیل هاله‌ها ثبت کرده است. نه تنها انسانها، بلکه گیاهان، حیوانات و سنگها نیز هاله دارند.

 شما هاله را نمی‌توانید گول بزنید. هاله شما نشانگر طبیعت حقیقی و شخصیت شما بوده و هنگامی که شما دروغ بگوئید یک قسمت نامنظم به رنگ زرد مایل به سبز از قسمت بالای هاله جوانه می‌زند. معمولا افراد یک یا دو رنگ برجسته در هاله خود دارند (نقاط قوت). این رنگها همچنین به احتمال قوی رنگهای مورد علاقه آنها خواهند بود.

لکه‌های سیاه نشان دهنده تنفر و بدجنسی می‌باشد.

قرمز پر رنگ نشان دهنده عصبانیت است.

قرمز خونی به معنی شهوت پرستی می‌باشد.

قهوه‌ای کدر در ارتباط با حرص و آز و ماده گرائی بوده و

قهوه ای متمایل به خاکستری نشان دهنده خودخواهی می‌باشد،

قهوه‌ای مایل به سبز به معنی حسادت است.

خاکستری دلالت بر افسردگی و ترس می‌کند.

نارنجی نشان دهنده جاه طلبی، غرور و نشان قدرت است.

زرد در ارتباط با شادی، آزادی، تعقل و دانش معنوی است.

سبز مایل به خاکستری در هاله فریب و نیرنگ را آشکار می کند.

سبز زمردی رنگ نشان دهنده خلاقیت و انعطاف پذیری می باشد.

فیروزه‌ای انرژیی بسیار زیاد و قدرت تاثیر گذاری را نشان می‌دهد. چنین افرادی می‌توانند در آن واحد چند کار را انجام دهند و مدیران خوبی هستند.

سبز کم رنگ نشانگر دلسوزی، شفقت و حالت ابتدائی درمانگری می‌باشد.

آبی تیره و ارغوانی نشان دهنده افکار و احساسات معنوی می‌باشد،

صورتی نشان دهنده آن است که فرد به تعادل بین آگاهی معنوی و مادی رسیده است.

آبی کم رنگ نشان دهنده از خود گذشتگی در راه آرمانهای بزرگ می‌باشد.

سفید نمونه کاملی از کمالات و فضائل می‌باشد.

 این واقعیتی است که هاله‌ها، این حوزه‌های انرژی، تنها در تخیل معدودی از انسانها وجود ندارند، بلکه بطور عملی و توسط عکاسی کرلیان نیز قابل رویت‌اند. یافته‌های زیر از طریق چنین عکسهایی بدست آمده است :بین بدن انسان و محیط اطرافش ارتباط وجود دارد.

برخی از بیماریها خیلی قبل از ظهور در بدن فیزیکی در هاله قابل رویت می‌باشند.

ارتباط قوی بین وضعیت هیجانی و هاله وجود دارد.

هر یک از رنگها با یکی از حالتهای فرد در ارتباط می باشد.

 یکی از مهمترین ضروریات یادگیری متافیزیک و علوم روانی آن است که هاله فرد بایستی در وضعیت خوبی باشد. در صورتیکه هاله شما به میزان زیادی از انرژی منفی پر شده باشد انجام تمرینات متافیزیکی (توصیه نمی‌شود).

استفاده از عبارت (توصیه نمی‌شود) نشان دهنده آن است که با هاله بد هم می‌شود این تمرینات را انجام داد گر چه حقیقت آن است که این کار روشی ناسالم خواهد بود .معهذا اگر کیفیت هاله شما در زیر (حداقل ضروری) باشد، شما در خطر ابتلا به بسیاری از عوارض فیزیکی و ذهنی خواهید بود.

لازم بذکر است که این امر در مورد تمرینات پیشرفته مانند برون فکنی و تله کینزی و ... صادق بوده و تمرینات ابتدائی نظیر مدیتیشن، ریلکسیشن، پاکسازی کانالهای انرژی، تمرینات تنفسی و ... در کنار سایر نکاتی که در ادامه خواهد آمد به بهبود هاله کمک می کنند.

کلمه بد و خوب فقط برای کیفیت هاله استفاده می‌شود. کلمه بد در هاله بد لزوما به معنی بد بودن فرد در صورت داشتن هاله بد نمی‌باشد. هاله بد فقط اشاره به میزان زیادی از انرژی منفی دارد که توسط ذهن تولید می‌شود.

تشخیص هاله بد ساده است.

در صورتیکه 3 یا بیشتر از 3 مورد از علائم زیر را دارید انجام تمرینات متافیزیکی برای شما توصیه نمی‌شود:

صدای زنگ یا شنیدن اصوات در گوش چپ.

کابوسهای شبانه مکرر یا اختلالات خواب.

در صورتیکه قسمت عمده سفیدی چشمان شما قرمز باشد.

عدم توانایی در متوقف کردن فکر.

سردردهای شدید مکرر، میگرن، اسپاسم های عضلانی، دردهای خنجری و تیر کشنده و بیماریهای شدید.

مشاجره‌های مداوم، مصرف زیاد دارو، مصرف الکل، مواد مخدر و کشیدن سیگار .

 وجود حداقل 6 مورد یا بیشتر از موارد زیر نشان دهنده هاله خوب می‌باشد :

هرگز درباره نتیجه امور و یا حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده است نگران نمی‌شوید.

معمولا متفکر آرامی هستید. بیش از حد منطقی و تحلیل گر نیستید.

هرگز جریان انرژی که در ناحیه بالای سر شما ممکن است رخ دهد را تجزیه و تحلیل نمی‌کنید.

محیط زندگی شما راحت و آرام است.

اغلب دچار سردرد و اسپاسم عضلانی نمی‌شوید.

هرگز دارو و مواد مخدر استفاده نمی‌کنید.

رویاهای بد ممکن است گهگاهی رخ دهند ولی شما هرگز با ترس و فریاد از خواب بیدار نمی‌شوید.

براحتی می‌توانید با افراد ناسازگار با تحکم صحبت کنید.

 چند روش ساده برای تغییر هاله بد به هاله خوب:

هشت ساعت بطور کامل شب‌ها بخوابید.

از دارو، مواد مخدر، الکل، سیگار و هر چیز دیگری که باعث تغییر ذهن و بدن شما می‌شود پرهیز کنید.

 آب فراوان، آب میوه و سبزیجات تازه مصرف کرده و از مصرف آب میوه‌های ترش خودداری کنید.

از مصرف غذاهای مصنوعی و آب میوه‌هائی که حاوی مواد نگهدارنده هستند بپرهیزید .

بطور منظم ورزش کنید. بعد از ورزش مناسب، شما احساس خستگی خواهید کرد. ورزش کمک می‌کند که ذهن ریلکس شود.از شرارت و تنفر پرهیز کنید.

 

 


 
comment نظرات ()
 
چراچهره شناسی؟این مطلب را حتما دنبال کنید!
نویسنده : علی موسائی - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢
 

دلیل چهره شناسی چیست؟

 دکتر "لیتل" به این پرسش پاسخ می دهد: این امر نقش مهمی را برای شناخت بهتر پیشینیان و تفاوت های فیزیکی آنها با نسل حاضر در اختیارمان قرار می دهد؛ به عنوان مثال همه ما زمانیکه احساس می کنیم دارای دشمنی هستیم که از هر لحاظ نسبت به او برتری داریم، به جنگ با او تن میدهیم. اما زمانیکه احساس کنیم طرف مقابل نسبت به ما دارای مزیت هایی است، خوب بالطبع ترجیح میدهیم در جنگی که نهایتاً شکست را برای ما به همراه دارد، شرکت نکنیم. راز بقا بر پایه فرضیه سیر تکاملی انسان ها استوار است، بنابراین پیشنیان باید به خوبی می فهمیدند که چه زمان می توانند اقدام به جنگ کرده و چه زمان باید از انجام چنین کاری خودداری کنند و پا به فرار بگذارند.
چهره های موافق و سازگار همیشه به موفقیت های اجتماعی دست پیدا می کنند. افرادی که در طرف مثبت قطب سازگاری قرار دارند، انسان هایی دلسوز، مفید و قابل اعتماد هستند. کسانی که در طرف منفی این قطب قرار دارند اکثراً ظنین، بدگمان، غرغرو، و عیبجو بوده و هیچ تمایلی به شرکت در فعالیت های گروهی ندارند. در تحقیقات "پرت" ثابت شد که پیوند محکمی میان خصوصیت اخلاقی "سازگاری" و ظرافت زنانه وجود دارد.
"پرت" به شخصه اظهار می دارد: "چهره های زنانه - چه خانم و چه آقا - برای مردم سازگارتر است. دلیل این امر آن است که کلاً خانم ها به عنوان انسان های مهربان و رئوف شناخته می شوند. هر چه چهره ها مردانه تر شود، سازگاری خود را برای دیگران از دست می دهد."
بنابراین آقایونی که دارای برخی ویژگی های زنانه در صورت خود هستند، نسبت به سایر مردها سازگار تر به نظر می رسند، و خانم هایی که دارای چهره های جذاب زنانه هستند، نسبت به خانم هایی که در چهره خود خصوصیات مردانه دارند، بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرند.
البته پذیرش این مفروضات در فرهنگ های مختلف کاملاً متفاوت است؛ اما تیم تحقیقاتی "پرت" بر روی کلیه انسانها و سیر تکاملی اقوام گذشته در منطقه های مختلف جغرافیایی کار می کند.
شاید در گذشته با استفاده از پیش فرض هایی که چهره یک فرد می توانست به شما بدهد، به راحتی متوجه می شدید که چگونه باید با او رفتار کنید. در جنگ ها هم این مطلب به افراد کمک می کرد که دریابند آیا می توانند پشت حریف خود را به خاک بمالند و یا خیر.
اما با توجه به تمام موارد ذکر شذه و ارتباط میان خصوصیات چهره و رفتار افراد، نباید فراموش کرد که شخصیت و طرز برخورد افراد ریشه در مسائل بیولوژیک دارد.
پسرها پسر باقی می مانند
پیش فرض هایی که در مورد موافقت و سازگاری افراد در مبحث بالا ذکر شد، دقیقاً بازتاب حرکات مردانه ای است که نشات گرفته از ترشح هورمونی به نام تستسترون در بدن آنها است. چندین پژوهش متفاوت در این زمینه انجام شده که همگی حاکی از این امر هستند که تستسترون در مردان سبب می شد که آنها به ایجاد برخورد و درگیری با دیگران تمایل بیشتری از خود نشان دهند و ماهیت ضد اجتماعی داشته باشند.
پروفسور "دن الویس" و تیم همراهش تحقیقی را در مورد تاثیر تستسترون بر روی رفتار پسرهای جوان در دانشگاه "برگن" نروژ انجام دادند. آنها در نهایت تعجب به این نتیجه رسیدند که میزان بالای تستسترون به هیچ وجه سبب بروز پرخاشگری و افزایش حس تعارض گرایی در نوجوانان پسر نیست.
بلکه پسرهای جوانی که نسبت به هم سن و سال های خودشان از تستسترون بالاتری برخوردار هستند، قدری تحریک پذیر تر بوده و ناسازگاری بیشتری از خود نشان می دهند. از دیگر پی آمد های این قضیه می توان به برافروختگی نسبت به کوچک ترین تحریک های بیرونی و جواب منفی به کسی که از آنها انتقاد می کند، اشاره کرد.
در تحقیقی که پروفسور "الن بوت" به همراه دکتر "جیمز دب" بر روی پرسنل نیرو
ی هوایی امریکا انجام دادند به این نتیجه رسیدند که احتمال ازدواج مردهایی که میزان تستسترون آنها از حد نرمال بالاتر است، 50% کمتر از سایرین می باشد. به عبارت دیگران میزان بالای تستسترون سبب میشود که ناسازگاری افراد افزایش پیدا کرده و نتوانند به راحتی در کنار فرد دیگری زندگی کنند. لازم به ذکر است که بروز چهره مردانه در گرو میزان تستسترون موجود در بدن افراد است.
آقایونی که رفتار درستی ندارند
در اینجا می بایست اشاره کرد که به هیچ وجه نمی توان از تسترون به عنوان بهانه ای برای توجیه بدخلقی و رفتار ناشایست افراد استفاده کرد. به نظر می رسد که تستسترون تنها بر روی افرادی که به شخصه دارای زمینه ذهنی فعالی در این مورد هستند، تاثیر گذار واقع می شود.
هماطور که پیشتر نیز به آن اشاره شد، به نظر می رسد که میزان بالای تستسترون می تواند در فعالیت اجتماعی افراد مؤثر بوده و آنها را از جمع گریزان کند. این امر به خصوص در نوجوانان نیاز به بررسی های بیشتری دارد چرا که بر روی فعالیت های کلاسی و گروهی آنها تاثیر منفی می گذارد. البته ثابت نشده که میزان بالای تستسترون بر روی تمرکز و توجه افراد تاثیر می گذارد. در طی بررسی هایی که بر روی گروههای اجتماعی - اقتصادی کم در آمد جامعه انجام شد - با توجه به میزان تستسترون -  این نتیجه بدست آمد که نه تنها این افراد بی توجه نسیتند، بلکه به خوبی در میان تمام قشرهای دیگر جامعه پراکنده شده اند.
خصوصیات زنانه و مردانه بر روی برونگرایی افراد نیز تاثیر می گذارند. اما بر خلاف موارد دیگر در این مورد به نظر می رسد که به جای یک  رابطه متضاد، رابطه ای کاملاً همسان میان اعمال و هورمورنهای زنانه و مردانه وجود دارد.
در آزمایشی که پروفسور "وارنر مارتین هرمن" در دانشگاه برلین انجام داد، به این نتیجه رسید که استروژن موجود در بدن بانوان سبب می شود که آنها در تست شخصیت مربوط به برونگرایی نمرات بالاتری را کسب کنند. تحقیقات دیگر نیز حاکی از این امر هستند که تستسترون سبب ایجاد برونگرایی در مردان می شود و موجب می شود که تسلط بیشتری بر روی موقعیت های اجتماعی از خود نشان دهند.
یک مقدار بیشتر
"پرت" یکسری شواهد مقدماتی در مورد این مطلب که چهره های مردانه خیلی برونگرایانه تر از انواع زنانه خود به نظر می رسند، بدست آورده است. باز هم می توان به این نتیجه رسید که هورمون های زنانه و مردانه در این قسمت هم مانند سایر مسائل دیگر، نقش مهمی را ایفا می کنند.

اساس بیولوژیک خصیصه روان رنجور خویی تاکنون به طور کامل مشخص نشده است؛ اما به طور متوسط می توان گفت که خانم ها در برگه پرسشنامه رنجور خویی، امتیاز بالاتری نسبت به آقایون بدست می آورند. بر این اساس "پرت" معتقد است که هر چقدر چهره ها زنانه تر شوند، میزان عصبیت و رنجور بودن آنها نیز افزایش پیدا می کند.
برداشت اول مهم است
مشخص نیست که مردانگی و زنانگی صورت ها چه تاثیری می تواند بر روی محافظه کاری و یا وجدانگرایی افراد اشته باشد. البته چهره های مردانه اغلب به عنوان سیماهای غیر قابل اعتماد و ناپایدار معرفی می شوند، و کمتر مردی را می بینیم که صورت او به عنوان چهره ای وظیفه شناس، معتبر، و قابل اعتماد، مورد پذیرش عامه مردم قرار بگیرد.ولی کلا در دین مبین اسلام شواهدی وجود دارد که نشان میدهد مرد باید خصایص مردانه داشته باشد و زن نیز خصوصیات زنانه را دارا باشد و غیر این تصورش دشوار خواهد بود.
ما در مباحث آینده چگونگی شناخت انسانها از روی چهره و عملکرد اعضای بدن را بطور مفصل توضیح خواهیم داد.


 
comment نظرات ()
 
آموزش تله پاتی قسمت دوم (علی موسائی مرند)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩
 
 برای انجام تجربه تله پاتیک حداقل به دو نفر نیاز داریم :جنسیت:چون تله پاتی عبارت از انتقال افکاری است که از یک بار عاطفی و احساسی قوی آکنده شده است بنابراین با توجه به غرایزی که خداوند برای بقای نسل در نهاد بشر قرار داده است ارتباط بین دو جنس مخالف بایستی روشنتر و پر قدرت تری صورت بگیرد نر وماده هریک به تنهائی ناقص هستند و هر کدام از آنها سعی دارد با جستجوی جفت خویش به کمال برسد جاذبه جنسی یکی از شاهکارهای آفرینش که در پرتو آن موجبات ادامه نسل و رسیدن به تکامل فراهم می شود قدرت ونیروی عشق بسیار قوی است تا حدی که در بر خی از موارد بر عقل سلیم چیره می شود
در ارتباط تله پاتیک جنسیت از اهمیت زیادی بر خوردار است بهترین نتایج درشرایطی صورت می گیرد که فرستنده پیام مرد و گیرنده زن باشد در شرایطی که برعکس این باشد نتیجه از آنچه که گفته شد کمتر است
همان طور که در ارتباط عادی روزمره با دیگران سعی می کنیم با توجه به میزان سن /تحصیلات /طبقه اجتماعی و قدرت درک آنها از زبان و منطق خاصی پیروی کنیم به هنگام بر قراری ارتباط تله پاتی با دیگران هم بایستی به این عا مل مهم تو جه کنیم بنابراین اگر بخواهیم با کودکی ارتباط بر قرار کنیم بایستی از تصاویر و سمبلهایی استفاده کنیم که بیشتر مطابق ادراک و روحیات او باشد.
در روزهای پر گرد وغبار و پر باد وطوفان پیش از رگبارها در زمان فعالیتهای خو رشید ی و به هنگام وجود کامل قرص ماه از انجام تله پاتی خود داری کنید زیرا در برخی از افراد در این ایام ممکن است کسالتهای مبهمی از یک سر درد تا افسردگی شدید حملات آسمی.....متفاوت دچار با شند  بنا بر این هنگامی که هوا کمی آرام وخنک است بهترین زمان برای تمرینات تله پاتی است
این موضوع در روزهائی که بارانی است به شرطی که رگبا ر وجود نداشته باشد هم صدق می کند در زمانی که هوا بسیار سرد وگرم است شرایط نا مناسب است شاید دوستان بپرسن چرا دراین موقعها زمانه خوبی نیست
با ید عرض کنم معمولا پیش از رگبارو رعدو برق تحولات شدیدی در میزان فشار و بار الکتریکی هوا پیدا می شود که هر گونه تماس تله پاتیک را مانع میشود مهمترین دلیل برای تو جیه عوارض این آثار
بیان شده پیدایش تغیراتی در میزان یو نها یا اتمها و مولوکلهایی است که دارای بار الکتریکی در پوست هستند و انسان شدیدا نسبت به آنها حساس است
:پیام تله پاتیک :باید متن و لحنی داشته باشد که گویی خود او به این مطالب فکر می کند و آنرا  با زبان خودش بیان می کند :برای مثال اگر بخواهیم که او دستش را بلند کند این پیام یا فرمان
به این صورت صادر می گردد :حالا من دستم رااز زمین بلند می کنم پس درستی مطالب این است که همه پیامها را تجسم کنید اگر کالایی می خواهید خریداری کنید مهم این نیست که به این
کالا احتیاج داری یا نه کافیست که انگیزه و اشتیاق لازم برای خرید یک جنس به وجود آید.

 
comment نظرات ()
 
چگونه میتوان هاله را مشاهده کرد(علی موسائی مرند)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

اول، قبل از اینکه پا به این ماجراجویی جدید بگذارید، خواسته‌های خود را بررسی کنید و به یاد داشته باشید که همواره مسؤلانه رفتار کنید. همزمان با پیشرفت توانایی‌ها و مهارت‌های معنوی، کسب سطح بالایی از درستی و صداقت بسیار مهم است. هرچه ما قوی‌تر می‎شویم، بازتاب اعمال ما نیز چه خوب و چه بد قوی‌تر و سریع‌تر می‎شود. ما باید همزمان با پیشرفت توانایی هایمان، تعهد و خرد بیشتری نیز کسب کنیم.

 

 

با در نظر گرفتن این نکته، مشخص است که اجازه گرفتن از دیگران قبل از بررسی هاله‌ی آنها مهم است. ( نشستن در عقب یک سالن سخنرانی و تماشای درخشش اطراف سر اشخاص یک چیز است و بررسی هاله‌ی یک دوست برای کسب اطلاعاتی که نمی‎خواهیم او بداند و به دنبال آن هستیم، چیز دیگر ) همچنین تحمیل بررسی‌ها یا توصیه‌های خود به دیگران کار خردمندانه‌ای نیست. اگر بخواهیم از ادراکات خود به دیگران بهره‌ای برسانیم، بهتر است به ندای شهود خود گوش فرا دهیم و با عشق و علاقه کار کنیم تا بتوانیم از کار خود به دیگران بهره و الهام ببخشیم. همچنین مهم است که اگر معنی چیزی را نمی‎دانیم، این را با صداقت اعتراف کنیم. این که ما می‎توانیم هاله دیگران را ببینیم به این معنی نیست که جواب همه‌ی سئوالها را داریم. به دیگران و به پدیده هاله احترام بگذارید.
اگر هنوز هم مشتاق دیدن هاله‎ها هستید، اراده کنید که این فرآیند یا مهارت را فوراً، از هم اکنون آغاز کنید. ( البته اگر هاله را ندیدید نا امید نشوید،‌زیرا یادگیری این مهارت زیاد مشکل نیست و نیاز به ماهها مراقبه و تمرین ندارد ) . اگر باور داشته باشید که می‎توانید هاله‌ها را ببینید، خواهید توانست. اکنون تصمیم بگیرید، و بدانید که خواهید توانست این مهارت را کسب کنید.
ما طی سالها افراد بسیاری را دیده یا آموزش داده‎ایم که قادر به دیدن هاله‌ها شده‌اند، و ما در اینجا موفق‌ترین تکنیک‎ها را توضیح خواهیم داد.
یک اتاق کم نور برای دیدن هاله‎ها مناسب است. هنگام طلوع یا غروب آفتاب بهترین زمان برای دیدن هاله است، زیرا در این زمان نور داخل خانه مناسب است و شما نیز احتمالاً در حالت آرامش و کمی خسته هستید. دیوار پشت سوژه باید ساده و به رنگ روشن باشد. در سمت دیگر اتاق بنشینید، بهتر است به دیوار مقابل تکیه دهید یا چهار زانو کف اتاق بنشینید. هم سوژه و هم مشاهده کننده ( یا مشاهده کنندگان ) باید در وضعیتی راحت قرار داشته باشند. سوژه می‎تواند به سادگی بنشیند، یا با تمرکز روی تجسم جریان انرژی در طول ستون فقرات و خروج آن از فرق سر، هاله‌ی خود را تقویت کند. مشاهده کننده باید در حالت آرامش قرار گیرد، نفس‌هایی عمیق و یکنواخت بکشد، برای چند دقیقه روی سوژه تمرکز کند، و سپس به فضای اطراف سر سوژه خیره شود. خیرگی باید آرام و بدون تمرکز باشد. وقتی بیننده توانست نور اطراف سر سوژه را مشاهده کند، سوژه و بیننده می‎توانند به بازی بپردازند، به این صورت که سوژه هاله‌ی خود را بالا بفرستد، یا به درون بکشد و بیننده آنچه را که می‎بیند توصیف کند .
این روش دیدن هاله با چشم فیزیکی است، اگرچه ما اغلب احساس می‎کنیم که برای دیدن هاله، ترکیبی از چشمهای فیزیکی و چشمهای کالبد اختری خود را به کار می‎بریم. روش قابل قبول دیگر برای دیدن هاله، این است که چشمهایتان را ببندید، هاله‌ی شخص را مجسم کنید، و به آنچه می‎بینید اعتماد کنید. شما همچنین می‎توانید یک طرح کلی از بدن سوژه را روی کاغذ رسم کنید و به قوه‌ی شهود خود اجازه دهید که شما را در ترسیم هاله راهنمایی کند. نتایج این روش در مقایسه با روش چشم فیزیکی بطور کلی یکسان است، و پایه و اساس آن اعتماد و اتکای شخص به قوه‌ی شهود خود است.
اگر تمرینهای بالا را امتحان کرده، هنوز موفق نشده‎اید، ممکن است به دلیل قوی‌تر بودن حس لامسه یا شنوایی شما در این زمینه باشد. بعضی از مردم پدیده‌ها را به روشی متفاوت با دیگران می‎بینند، و این هیچ اشکالی ندارد. افراد « لامسه‎ای » می‎توانند با حرکت دادن دست خود در اطراف بدن سوژه، هاله را احساس کنند. بسیاری از شفادهندگان ذاتی حس لامسه‎ی بسیار قوی دارند و انرژی را با دستهایشان احساس می‎کنند، و به همین ترتیب بیماری و عدم تعادل را تشخیص می‎دهند. آنها می‎توانند رنگها و حتی مهم‌تر از آن معانی نهفته در پس رنگهای هاله را احساس کنند. افراد « شنیداری » می‎توانند خصوصیات هاله را بشنوند. این افراد می‎توانند با گوش دادن به مکالمه‌ی ذهن خود توصیفی درباره‌ی هاله بنویسند.
کلید موفقیت این است که به آنچه درک می‎کنید اطمینان کنید، به هر حال این ادراک شما است.


 
comment نظرات ()
 
هاله های نورانی (علی موسائی مرند)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

هاله، میدانی از انرژی است ( انرژی الکترومغناطیسی و سایر انرژی‌های عالی‌تر ) که همه‌ی موجودات زنده را احاطه کرده است، و به عقیده‌ی بعضی در اطراف همه‌ی ذرات اتمی و موجودات زنده و غیر زنده وجود دارد. برای اطلاع افراد شکاک یا علم‌گرا باید گفت که ما خوش شانسیم که در زمانی زندگی می‎کنیم که جدیدترین تکنولوژی، ما را قادر به مشاهده و اندازه گیری این میدانهای انرژی می‎سازد. تکنولوژی ما آنچه را که عرفا برای قرنها تعلیم می‎داده‌اند اثبات می‎کند. ما می‌توانیم هاله‌ی انسانها را از طریق بینایی یا به روشهای دیگر درک و تفسیر کنیم.
هاله‌های ما همواره در حال تعامل با یکدیگر و محیط اطراف هستند. هر چه این تعامل طولانی‌تر یا کامل‌تر باشد، تأثیر آن بر هاله‌ها بیشتر خواهد بود. به همین علت هاله‌های اعضای خانواده، دوستان قدیمی و زوجهای چندین ساله بسیار مشابه به نظر می‎رسد.
انرژی باقیمانده از تعامل‌های هاله‌ای بر اشیاء و مکانها نیز تأثیر می‎کند و این تأثیر بر آنها نقش می‎بندد. مثلاً توجه کنید که خانه‎های مختلف چه احساسات متفاوتی را در ما بر می‎انگیزند. هر خانه‌ای بسته به اینکه چه کسانی در آن زندگی می‎کنند، هاله‌ای مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقی بسته به اینکه چه کسی در آن زندگی می‎کند و می‎خوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانه‎ای که بیشتر وقتها خالی از سکنه است، خالی‎تر از خانه‎ای که سرشار از زندگی روزانه است به نظر می‎رسد، حتی اگر در حال حاضر در خانه دوم هیچ کس نباشد. چنین خانه‌ای را با اتاق یک هتل مقایسه کنید.
چنین اتاقی به طور مداوم تحت تأثیر تعامل متغیر و سطحی انرژی‌های متعدد و متفاوت است. ما باقی مانده‌ی انرژی خود را در همه‌ی مکانها به جا می‎گذاریم. چیزهایی که ما با آنها تعامل بیشتر یا عمیق‌تری داریم ( مانند لباسها، جواهرات، ماشین، تخت خواب، صندلی مورد علاقه، حیوان خانگی، یا اشیاء مورد علاقه ) بیشتر و عمیق‌تر تحت تأثیر انرژی‌های ما قرار می‎گیرند و این تأثیر بر آنها عمیق‌تر نقش می‎بندد. آنچه افراد در هنگام انجام سایکومتری (روان‌نگری و روان‌سنجی اشیاء) تفسیر می‎کنند، همین انرژی باقیمانده است. همچنین انرژی باقیمانده از حوادث بسیار سخت و دلخراش است که باعث می‎شود مکانی حالت '' روح زده '' پیدا کند، که نوعی پارگی در ساختار زمان و مکان، یا دریچه‌ای به گذشته است.
ما نوعی آگاهی قبلی نسبت به هاله‎های دیگران داریم، اگرچه بیشتر این آگاهی در سطح ناخودآگاه شکل می‎گیرد. ما بر اثر مجاورت با بعضی افراد دچار احساس تخلیه و فقدان انرژی می‎شویم، در حالی که بعضی دیگر به ما انرژی می‎دهند. ما با بعضی افراد احساس سازگاری و هماهنگی می‎کنیم، در حالی که با بعضی دیگر احساس ناسازگاری داریم. هرگاه نوسان انرژی شخصی با ما مشابه یا یکسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه می‎کنیم، اما با کسی که روی طول موجی کاملاً متفاوت است، راحت نیستیم. زبان ما انعکاس آگاهی ناخودآگاه ما از تعامل انرژی نهفته در پس این تجربه‌ها است.
وقتی احساس می‎کنیم که کسی به ما نگاه می‎کند ، در واقع از انرژی او که با ما تعامل انجام می‎دهد آگاه می‎شویم. این پدیده برای یک روشن‌بین قابل دیدن است. یکی از اساتید متافیزیک نقل می‌کند که: من سالها پیش هنگامی که برای دیدن هاله‎ها شروع به تمرین کرده بودم، نمونه جالبی از این پدیده را تجربه کردم. من منتظر یکی از دوستانم بودم تا با او در یک خانه‌ی بزرگ اشتراکی که او با حدود یک دوجین دانشجوی دیگر در آن شریک بودند شام بخوریم. در حالی که با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه می‎کردم، متوجه مرد جوانی شدم که وارد اتاق ناهارخوری شد. او به دوست من نگاه کرد که رویش به سمتی دیگر بود و بشقابش را آماده می‎کرد. در این هنگام من رشته‌ای از انرژی به رنگ قرمز تیره را مشاهده کردم که از شبکه‌ی خورشیدی آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طی کرد و میدان انرژی دوست من را کاملاً احاطه کرد. همین که این رشته با هاله‌ی او تماس پیدا کرد، او از حرکت باز ایستاد، سپس برگشت و مستقیماً به مرد نگاه کرد، در حالی که آثار رنجش در چهره‎اش دیده می‎شد. در این لحظه رشته‌ی انرژی ناپدید شد. بعداً که من آنچه را دیده بودم به دوستم گفتم، او توضیح داد که آن مرد کسی بود که به شدت باعث ناراحتی او بود، زیرا همواره او را آزار میداد. در آن هنگام بود که من توانستم آنچه را که شاهد بودم آگاهانه جمع بندی کنم. آن مرد در حال خیال پردازی درباره‌ی دوست من بود، و من این خیال پردازی و واکنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده کرده بودم. او به سادگی احساس کرده بود که کسی به او نگاه می‎کند و احساس ناراحتی کرده بود، در حالی که علت آن را آگاهانه نمی‎دانست، تا وقتی که برگشته، آن مرد را دیده بود.
همچنین او نقل می‌کند که: اولین هاله‌ای که مشاهده کردم، هاله‌ی یکی از اساتیدم در دانشگاه میشیگان بود. من برای دیدن هاله‌ها سعی نکردم، بلکه این پدیده به صورت اتفاقی برایم رخ داد. من در حالی که خیلی خسته بودم در یک سالن کنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرویم چند نفر از دانشجویان ظاهراً در خوابی راحت فرورفته بودند. من در حالت نیمه خسته بودم، آرام و سبکبال. همچنان که توجهم بین درون و بیرون سرگردان بود، درخششی به رنگ زرد طلایی در اطراف سر استادم شروع به پدید آمدن کرد. هنگامی که او به طرف جلو به سوی میکروفون حرکت می‌کرد و در نور اتاق قرار می‎گرفت، دیدن این درخشش مشکل‌تر می‎شد، اما وقتی او به طرف عقب حرکت می‎کرد و از روشنایی خارج می‎شد درخشش باز پدیدار می‎شد. وقتی کمی تمرکز بینائیم را تغییر دادم، درخشش، روشن‌تر، بزرگتر و واضح‌تر شد. شگفت زده شده بودم.
من که آن زمان اطلاعات چندانی درباره‌ی هاله نداشتم، نمی‎دانستم که آیا آنچه می‎دیدم هاله بود یا نه. سپس شروع به نگاه کردن به اطراف سالن کم نور کردم، و از مشاهده‌ی هاله‌های اطراف سرهای دانشجویان متحیر شدم.
این تجربه را به این دلیل برای شما بازگو کردم که بعضی از اجزای کلیدی شرایط ایده‌آل برای درک هاله‌ها را مشخص می‎کند:
من در حالت مدی‌تیشن (آرامش و سکوت کامل ذهن) قرار داشتم، و بسیاری از تجربه‌های جالب روحی و معنوی در حالت مدی‌تیشن کسب شده‌اند. مدی‌تیشن تکنیک مهمی است که در تمام جهان برای تکامل روحی و معنوی تجویز می‎شود. هنگامی که شخص گفتگوی بی وقفه‌ی ذهن آگاه را متوقف می‎کند، زمزمه‌ها و انرژی‌های ظریف قابل درک می‎شوند.
 هر چه شخصی سالم‌تر و از لحاظ معنوی تکامل یافته‌تر باشد، هاله‌ی او بزرگتر و روشن‌تر خواهد بود. به همین دلیل است که تصویر مسیح، قدیسان و سایر افراد پارسا در طول تاریخ با هاله‎هایی در اطراف سرشان نقاشی شده است. هاله‌های آنها چنان روشن بوده است که به آسانی توسط هنرمندان و احتمالاً همه‌ی مردم درک می‎شده است.
من در آرامشی عمیق بودم. ذهن من خالی و آزاد بود و چشمانم روی نقطه‌ی خاصی متمرکز نبودند. این حالت نیمه خلسه بسیار مهم است، مخصوصاً در هنگام یادگیری مشاهده‌ی هاله‌ها.
 من در حال صحبت برای گروه بزرگی از مردم بودم. احساسی که یک شخص هنگام صحبت کردن در برابر یک جمعیت شنونده تجربه می‎کند ( چه شادی بخش و چه وحشت زا ) تا حدود زیادی از انرژی عظیم روحی / هاله‌ای منشاء می‎گیرد، که از طرف جمعیت به واسطه‌ی توجه آنها به طرف گوینده جریان پیدا می‎کند. این جریان انرژی، انرژی یا هاله‌ی گوینده را به شدت تقویت می‎کند. آسان ترین هاله‎ها برای دیدن، هاله افرادی است که در برابر یک گروه به تدریس، اجرای نقش یا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدریس یک موضوع معنوی باشد مقدار انرژی قابل مشاهده، شگفت آور است.
جالب ترین جلوه‌های هاله‌ای را، من هنگام تماشای ورود انرژی متافیزیک به بدن یک مدیوم (فرد واسط بین زندگان و مردگان) مشاهده کرده‌ام. من عملاً وقوع این پدیده را دیده‌ام ( هر چند در این مورد کمی مشکوکم، زیرا تجربه‌های خود من در زمینه‌ی ارتباط روحی، متفاوت بوده‌اند ). من یک مدیوم را هم دیده‎ام که می‎گوید این پدیده عملاً رخ می‎دهد و او اطلاعات را از روحی خارج از بدن خود، یا از '' خود برتر '' خود دریافت می‎کند. مشاهده‌ی چنین حالتی خیره کننده است


 
comment نظرات ()