هیپنوتیزم , تله پاتی , تله کینزی , سایکوکینزی , ریکی , چاکرا , پروازجسم , برونفکنی , هومیوپاتی , علوم غریبه و ....

با سلام خدمت تمامی علاقمندان به علوم متافیزیک,اینجانب نهایت تلاش خود را بکار بستم تا حد امکان مطالب ساده و مفید واقع شوند و تمامی مطالب نوشته خود بنده است و هر کس خواست کپی بردارد با ذکر منبع بلامانع است و ضمنا این مطالب فقط جهت آگاهی میباشد

آموزش تله باتی
نویسنده : علی موسائی - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٧
 

تله پاتی (علی موسائی مرند )


امروز می خواهم در مورد تله پاتی برای شما دوستان حرف بزنم و چگونگی استفاده از
آن را آموزش دهم تمرینهای ما خیلی ساده و در ضمن کاربردی هستند دوستان می توانند با استفاده از این تمرینها به مهارتهای خود در این ضمینه اضافه کنند
در ضمن دوستانی که به این وبلاگ علاقه دارند حداقل ما را از نظرات خود بی اطلاع نگزارید همچنین اگر این تمرینها مورد استفاده قرار گرفت تجربیات خود را در این موردبرایمان بفرستید تا انها را در این وبلاگ با اسم خودتان چاپ کنیم و دیگران از تجربیات شما هم استفاده کنند
اما بریم سر اصل مطلب
برای شروع تله پاتی ابتدا نکات زیر را رعایت کنید

1.سکوت و کمی تاریکی برای این گونه تمرینها لازم است

2.تله پاتی را زمانی انجام دهید که شخص گیرنده خواب است

3.بین دو نفری که تله پاتی انجام میشود شخصی که تعمق ودرون گرایی بیشتری داردنقش گیرنده وشخصی که فعالتر است نقش فرستنده را بر عهده گیرد

4.فرستنده باید برای ارسال پیام  چنان فکرش را روی فرمان متمرکز کند که گویی قصد دارد خود آن را در آن لحضه انجام دهدیعنی واقعا خیال کند که دارد آن را بطور واقعی انجام می دهد
5.گیرنده بایدهر فکری را از خود دور کند وخود را در بی فکری کامل قرار دهد و منتظر یک تحرک درونی بماند

6.قبل از شروع وبعد از تمرینات کمی آب بنوشد تا مواد وافکار زاید از او دور شوند
 شروع تمرین:
برای این تمرین ساده ودر ضمن کاربردی ابتدا باید هردو شخص گیرنده وفرستنده پنج شیء متفاوت مانند پنج نوع میوه یا پنج نوع اشکال هندسی مثل مربع مستطیل لوزی و.....راانتخاب کنند و در یک فاصله مکانی معین چه دور چه نزدیک و در زمان مشخصی قرار گیرند در این هنگام شخص فرستنده به یک شی نگاه می کند وکاملا آن را بررسی می کند و بعد جسم را تصویر سازی می کند وبرای شخص گیرنده ارسال می نمایید در این لحظه شخص گیرنده جلوی خود تکه کاغذی سفید با خیره به دیوار سفید رنگ اتاق می شود و هر نوع شکلی در ذهن او پدیدار شد روی یک کاغذ بنویسد این کار می تواند بین 5 تا10 دقیقه طول کشد
در ضمن این را بگویم تمرکز بدون هدف اصلا جواب نمی دهد وباید هدف خود را معیین کنید و سخت بروی ان متمرکز شوید.


 
comment نظرات ()
 
تاریخچه
نویسنده : علی موسائی - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥
 

نگاهی گذرا به تاریخچه هیپنوتیزم (علی موسائی مرند)

 

هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک ، تصویر سازی ، تلقین پذیری و تمرکز همراه می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را می تواند تجربه کند. وقتی آنچنان محو تماشای تصویری می شوید که از اطرافتان غافل می گردید ، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوجۀ وقایعی که در اطرافتان می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی ، درواقع تجربۀ هیپنوتیزم خودبخودی هستند. در این مورد بعداَ توضیحات بیشتری خواهم داد.

 

 در اینجا قصد از بیان این موضوع این بوده که هیپنوتیزم را صرفاَ یک خلسۀ مصنوعی که نیاز به مکان و زمان خاص و وجود فردی به عنوان هیپنوتیزور داشته باشد ، قلمداد نکنید. بنابراین چون هیپنوتیزم ، حالت طبیعی تغییر ذهن می باشد ، قدمت آن بی تردید به هزاران سال قبل می رسد و انسان متفکر حتماَ از زمان های بسیار دور متوجۀ این پدیده شده است.

 

 آنچه که از متون کهن و حکایات تاریخی و شواهد موجود به دست می آید ، این عقیده را ثابت می کند که انسانها به شیوه های مختلف در جوامع گوناگون از این پدیدۀ جالب بهره می گرفتند.

 ردپای هیپنوتیزم را در مراسم جادوگری ، رقصهای خاص بومیان آفریقایی ، مراسم آیینی سرخپوستان آمریکا ، روشهای خاص شفابخشی مؤبدان زرتشتی ایران در3000 سال قبل ، آیینهای مذهبی و ......   به وضوح می توان مشاهده نمود . مصریها ، ایرانیان و هندیها اقوام پیشرو در استفادۀ علمی از این علم بوده و با توجه به قدمت تاریخ تمدن و سابقۀ درخشان علم و وجود متفکران تیزهوشی که نامشان در تاریخ جاودانه شده ، این اعتقاد تاریخی دور از ذهن نمی باشد. برای مثال می توان از مانی نام برد. مانی آنچنان مهارتی در هیپنوتیزم داشت که یکی از هیپنوتیزورهای آمریکایی ، مانی را بزرگترین هیپنوتیزوری می داند که تاریخ بخود دیده است. بسیاری از کراماتی که از مانی نقل می کنند ، شباهتی عجیب با تکنیکها و پدیده های هیپنوتیزمی دارد که امروزه هم مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 

خلاصه اینکه هیپنوتیزم در طی تاریخ به شکل های مختلفی جلوه گری می نمود تا اینکه در قرن هیجدهم ، در اروپا ، دکتر فرانس آنتوان مسمر در برخورد با کشیشانی که با آهنربا اقدام به شفابخشی می کردند ، به این اعتقاد رسید که مغناطیس اثر درمانی دارد و این تئوری را مطرح کرد که موجودات واجد یک انرژی مغناطیسی هستند که می تواند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارد و این اثر می تواند جنبۀ درمانی نیز داشته باشد و درواقع مسمربنیانگزار مانیتیزم شد.

 

 مسمر پزشکی معروف ، خوشنام و باهوش بود. حوضی ساخت که در آب آن قطعات آهنربا قرار داده بود و به اعتقاد خود ، تصور می کرد که آن آب مغناطیسی شده است. بیمارانش بر لبۀ آن حوض می نشستند و پاهای خود را در آب قرار می دادند. دکتر مسمر با ابهت و وقار خاصی وارد صحنه می شد و عصای آهنربایی خود را ، پس از مدتی انتظار وارد آب می کرد تا آنچنان که خود عنوان می کرد جریان مغناطیس به راه بیافتد و در این زمان اغلب بیمارانی که بر لبۀ حوض نشسته بودند ، دچار حالتی از هیجان عصبی می شدند و در واقع یک فلسفۀ هیجانی را تجربه می کردند و وقتی از آن حالت بیرون می آمدند بسیاری از آنها ، احساس بهبودی می کردند و شاید هم سلامتی خود را باز می یافتند.

 

 وقتی شهرت و آوازۀ مسمر ، در سراسر اروپا پیچید و خیل عظیم بیماران بسوی او هجوم آوردند ، لوئی شانزدهم هیاتی را که متشکل از افرادی چون لاوازیه و فرانکلین بوده ، مأمور بررسی روش درمانی مسمر نمود. پس از بررسی دقیق ، آنها بیان داشتند که روش درمانی مسمر در بسیاری از اوقات نتیجه بخش است اما صحت علمی روش درمانی او را مورد تردید قرار داده و تأیید ننمودند و این باعث شد که مسمر از ادامۀ فعالیت باز ماند.

 

مسمر عقایدی را بنیان نهاد که نمی توان آن عقاید را خیلی مقرون به واقعیت دانست ، اما در هر حال باعث گردید که نگاه ها به سوی این حالت که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت ، جلب شود ازاین رو مسمر را می توان باعث و بانی تولد هیپنوتیزم علمی دانست و این نکته هم لازم است ذکر شود که علی رغم اینکه بیش از2000 سال قبل ، صحت علمی تئوریهای مسمر را مردود شمردند که واقعیت هم جز این نبوده  اما هنوز هم عقاید مسمر طرفداران فراوانی دارد.

 

 

در اینجا قصد ندارم مانیتیزم را یکسویه نقد کنم. بگذاریم بحث ما ادامه یابد و نتیجه گیری نهایی را ، بخصوص وقتی نگاهتان به هیپنوتیزم عوض شد ، به خودتان واگذار می کنم.

 

بعد از مسمر افراد دیگری چون آبه فاریا و لافونتن آمدند و کارهای مسمر را پی گرفتند تا نوبت به دکتر جیمز برید انگلیسی رسید. وی متوجه شد بعضی بیمارانی که نگاهشان به نقطه ای نورانی تثبیت می شود ، دچار تغییر حالتی خاص می شوند. او با مسمر و عقایدش آشنایی داشت. با نظم بخشیدن به مشاهداتش ، متوجه شد که این تغییر حالت درواقع یک خلسه است که سوژه یا فردی که در آن فرو می رود آرامش یافته ولی در عین حال حرف شنوی خاصی در او بروز می کند. جیمز برید نام این خلسه را هیپنوتیزم نهاد که برگرفته از نام « هیپنوز » الهۀ خواب یونان است. برید در همان زمان متوجه شد که استقرار این خلسه ربطی به مغناطیس ندارد و درواقع تغییر در تمرکز سوژه با ثابت کردن نگاه او و حرفهایی که درمانگر بیان می کند باعث استقرار آن می شود و در همان زمان هم بیان کرده بود که این حالت خواب نیست و با خواب معمولی تفاوتهای اساسی دارد و چون نام هیپنوتیزم در شنونده مفهوم « خواب » را تداعی می کند ، متوجه شد که نام مناسبی را انتخاب نکرده است. اما تا بخود بجنبد این نام آنچنان فراگیر شد که فرصت تغییر در آن را از او گرفت.

 

بعد از جیمز برید که حدود 170 سال قبل ، مبدع نام هیپنوتیزم بود ، بزرگان زیادی در عرصۀ شناسایی علم هیپنوتیزم قدم به میان گذاشتند. از جملۀ اینها می توان از برنهایم ، شارکو ، فروید ، اریکسون و هیلگارد نام برد. برنهایم برای رد هیپنوتیزم دست به آزمایشات و تحقیقاتی زد ، اما نه تنها هیپنوتیزم را رد نکرد ، بلکه آنچنان به هیپنوتیزم معتقد شد که هنوز جملات جانبدارانۀ زیادی از او به یادگار مانده که در جای خود بیانشان می کنم. برنهایم اعتقاد داشت کسانیکه هیپنوتیزم نمی شوند ، مبتلا به یک نوع اختلال روانی هستند.

 

شارکو ، متخصص اعصاب معروفی که در کتابهای پزشکی از او بسیار نام برده شده است ، هیپنوتیزم را نشانۀ هیستری می دانست ( هیستری یک اختلال عصبی است که امروزه در حوزۀ اختلالات تبدیلی Convertional Disorder   جای می گیرد و اطلاعات بیشتر را خدمتتان ارائه خواهم داد ) و دلیل او ، هیپنوتیزم پذیری بیش از حد هیستریک ها بود. بعدها در تعاملاتی که بین این دو پیش آمد ، این نتیجه حاصل شد که « هیپنوتیزم یک تجربۀ ذهنی گذراست که بیش از 90% از مردم طبیعی جامعه قادر به تجربۀ آنند. اما هیپنوتیزم شدن نه نشانۀ سلامت روان است و نه دلیلی برای بیماری روانی ».

 

فروید هیپنوتیزم را از شارکو آموخت و بحث ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه فروید به طرز جالبی در این مورد تئوریهایی ارائه داد که از بحث های اثاثی و پایه ای برای توجیه حالتها و پدیده های هیپنوتیزمی می باشد.

 

فروید شرط های بعد از هیپنوتیزمی ( Post Hyphosis Response ) را نیز اول بار به طرز جالبی توصیف کرده است. بعدها که فروید به روانکاوی و روش تداعی آزاد روی آورد ، هیپنوتیزم را روش مناسبی برای روانکاوی ندید ( که گاهی از اوقات هم به دلایلی چنین است ) و او به همین دلیل از هیپنوتیزم دست کشید و این دستاویزی شد تا روانپزشکان به هیپنوتیزم بهای درخور ندهند و به طور سمبلیک در بین هیپنوتیزورها معروف است که فروید ورود هیپنوتیزم به مجامع آکادمیک را پنجاه سال به تأخیر انداخت.

 

هیپنوتیزم یک تکنیک علمیست که تاریخچه ای مستقل داشته و می تواند در بسیاری از بیماری های روانی مؤثر واقع شود و در بسیاری از اختلالات روانی نیز هیچ کاربرد مؤثری ندارد و در معدودی از اختلالات روانی هم بکار بردن آن ممنوع است. این علم انحصار به هیچ گروه خاصی ، حتی گروه پزشکی ندارد و اتفاقاَ نامدارترین هیپنوتیزورهای حرفه ای ، افرادی غیرپزشک بوده اند. اما استفاده از هیپنوتیزم در امور درمانی باید منحصراَ در اختیار کسانی باشد که قانوناَ حق درمان دارند. روانپزشکان هم می توانند آنجاییکه صلاح می دانند از این علم در جهت درمان بیماران خود بهره بگیرند و مختار هستند هیچ استفاده ای از آن نکنند.

 

اما مخالفت با هیپنوتیزم ، آنچه که در گوشه و کنار شاهد آنیم و برخی از روانپزشکان عزیز با استفاده از مستندات و منابع مربوط به دهها سال قبل به این امر مبادرت می کنند همانقدر پذیرفتنی نیست که تعریف و تمجیدهای بی حد و حصر عده ای که مایلند هیپنوتیزم را عملی جادویی و ساحرانه تلقی کنند. در هر صورت عقاید هر کس در جای خود محترم است. ما با تخطئۀ بی دلیل هر فرد و یا هر مکتب فکری ، موافق نیستیم و در این وبلاگ هدفم شناساندن علمی هیپنوتیزم بر اساس جدیدترین تئوریها و تحقیقات بوده و می خواهم به دور از هرگونه حاشیه پردازی بی مورد به بالندگی علمی زیبا ، شریف و مؤثری چون هیپنوتیزم اهتمام نمایم و در این راه نظرات دوستان عزیز هستم

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
آموزش هیپنوتیزم (گام به گام)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥
 

آموزش هیپنوتیزم )علی موسائی مرند)

دوستان توجه داشته باشند که مطالب را کامل خوانده وبعدتجربه کنید

 

  متن زیر روشی آسان برای  هیپنوتیزم وخود هیپنوتیزم است ونیاز به تمرین زیادی ندارد. به خاطر داشته باشید که… همه ی افراد هیپنوتیزم نمی شوند. بعضی افراد چنان در نگرانی ها وتنش ها غرق شده اند که به راحتی قادر به هیپنوتیزم نیستند. برای اینکه هیپنوتیزم شوید

باید بتوانید خودرا آرام ورها سازید و مغز خود را از افکار رها سازید وبه هیچ چیز فکر نکنید، درست مانند کاری که در مراقبه انجام می دهید …

   به شما توصیه می کنم که این کار را اول رو خود و بعد روی دیگران انجام دهید …

*.  بصورت راست و90درجه روی یک صندلی راحتی بنشینید، چشمان خود را ببندید ودستانتان را در طرفین یا روی پاهایتان قرار دهید. تکان نخورید. فقط یک دقیقه آرام آنجا بنشینید.

*.  ذهنتان را از همه ی نا آرامی ها و مشغله ها پاک کنند. اما چگونه؟ کافیست که یک گنجه فلزی بزرگ را در ذهن خود تجسم کنید. بعد آن را باز کنید و تمام افکارتان را، تک، تک در آن قرار دهید…  اقساط… ناکامی ها… دغدغه ها… کارها و هر چیزی که ممکن است فکرتان را به خود مشغول کند. سپس در گنجه را ببندید، آن را قفل کنیدو آن را از ذهنتان بیرون نمایید.

*.  حالا برای مدتی آرام و بدون فکر بنشینید. قبل از اینکه به مرحله ی بعد بروید… فراموش نکنید به خود تلقین کنید که، به هر قسمت از بدنتان توجه می کنید… آرام وراحت تر می شود. باید این را حتما به خود تلقین کنید.

*.  این کار را از سرتان شروع کنید. تجسم کنید که تک، تک اجزای سرتان آرام می شوند… ابتدا چشمها… سپس گوشها… دهان… وبقیه ی اجزا. خوب روی هر جز وقت بگذارید تا مطمئن شوید آن قسمت کاملا آرام شده.

*.     حال مشابه همان کارها را با گردنتان انجام دهید.

*.  سپس به سینه وشکم خود بپردازیدوبا قلب خود شروع کنید… آن را آرام کنید. سپس سینه و شکم خود را آرام، راحت وسبک نمایید.

*.  بعد به سراغ دستانتان بروید. آنها را آرام نمایید وشل شدن آنها را احساس کنید. تک اعضای دستتان،حتی انگشتانتان را آرام کنید.

*.     حال تمام اعضای کشاله ی ران را آرام وسبک نمایید.

*.     اکنون این کار را با بقیه ی اجزای پای خود انجام دهید… از ران ها گرفته تا تک، تک انگشتان پا.  

 

حالا شما باید کاملآ آرام، شل، منبسط  و رها  باشید. و حالا قسمت اصلی کار… مرحله ای که وارد خلسه می شوید ومی بینید که این تکنیک واقعاً جواب می دهد.….

 

1.  به خود تلقین کنید که، دست راستتان سبک و سبک تر می شود.به تلقین کردن ادامه دهید و سبک شدن آن را احساس کنید. به خود تلقین کنید که دستتان آنقدردارد سبک می شود که شروع به بلند شدن از روی پاههایتان می کند. در حالی که این احساس را به خود تلقین می کنید، بلند شدن آن را حس کنید. دستتان هرلحظه  سبک وسبک تر می شود تا آنجا که کاملا بالا می آید و در هوا قرار می گیرد.

2.  وقتی که مر حله قبل کامل شد و دستتان در هوا معلق شد، می توانید به خود تلقین کنید که دوباره دستتان سنگین می شود، پایین ترمی آید و روی پاهایتان قرار می گیرد.سپس به خود تلقین کنید که با فکری راحت، پر انرژی، وشاداب بیدار خواهید شد.

3.  چشمان خودرا باز کنید وآنچه را که انجام داده اید مرور کنید. تجربه ی خود را در یک دفتر یادداشت کنید.اگر موفق نشدید… یک بار دیگر تلاش کنید و آنقدر به تلاش خود ادامه دهید تا راضی شوید. اگراین روش هیچ وقت روی شما کار نکرد… ممکن است شما جزو کسانی باشید که هیپنوتیزم نمی شوند.

 

دوستان عزیز هر گونه سوالی داشته باشند میتوانند به آدرس زیر ایمیل بزنند

moosaei_1352@yahoo.com


 
comment نظرات ()