هیپنوتیزم , تله پاتی , تله کینزی , سایکوکینزی , ریکی , چاکرا , پروازجسم , برونفکنی , هومیوپاتی , علوم غریبه و ....

با سلام خدمت تمامی علاقمندان به علوم متافیزیک,اینجانب نهایت تلاش خود را بکار بستم تا حد امکان مطالب ساده و مفید واقع شوند و تمامی مطالب نوشته خود بنده است و هر کس خواست کپی بردارد با ذکر منبع بلامانع است و ضمنا این مطالب فقط جهت آگاهی میباشد

جادو علم است یا نه؟ (علی موسائی مرند)
نویسنده : علی موسائی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٩
 

کلام را با طرح چند سؤال آغاز می کنم.آیا  علم سرچشمه ی خود را از جادوگری گرفته است؟آیا جادوگری علم است؟آیا جادوگری حقیقت دارد یا از یک ذهن خرافه پرست سرچشمه می گیرد؟آیا دانشمندان جادوگرند یا به طور کلی چه تفاوتی میان این دو دسته وجود دارد؟
پاسخ به تمامی سؤالات فوق نیاز به درک مفاهیم علم و جادو، دانشمند و جادوگر دارد.در ابتدااینجانب علی موسائی  تصمیم دارم به بیان تعریف جادوگری بپردازم و اینکه آیا جادوگری ، علم است ؟ سپس پیشینه ی تاریخی آن وجایگاه آن در ادیان و ملل گوناگون و چگونگی ارتباط آن با علم. همچنین معتقدات عوام در این باره.
جادو: از زمانیکه بشر به قدرت خود پی برد و توانست به آنها اشراف پیدا کند و خود رانیازمند به امداد های غیبیی یا نیازمند به دانش نسبت به آینده یافت،جادو کشف شد.جادو چیزی جز بهره ی انسان از نیرو های درونی نیست و تنها کافی است روی موضوع خاصی تمرکز نموده تا مشاهده کنید که آن کار به خوبی انجام می شود.

جادو چیزی است که در اذهان نمی گنجد و خارج از قوه ی درک عموم مردم است. مثل پیشگویی و یا بلند کردن اجسام از روی زمین با نیروهای ماورایی، طبق تعریف ارائه شده حال شاید بتوان به مردم زمان کپرنیک و همچنین گالیله حق داد که بیان چرخش زمین به دور خورشید و گرد بودن زمین را یک جادو و و کفر و آنان را جادوگر پندارند، چرا که این مفاهیم در ذهن مردم آن عصر نمی گنجید.
یا حتی نوسترداموس پیشگوی شهیر نیز از آنجا که به علم اختر شناسی و مسائل نجومی اشراف داشت سالها پیش از گالیله و کپرنیک ،چرخش زمین به دور خورشید و مسئله ی گرد بودن زمین را پیشگویی کرده بود،اما با این کار تنها جان خود و خانواده اش را به خطر انداخته بود.
در بسیاری
اززبانها جادوگری را به متافیزیک نسبت می دهند و این دو را یکی می دانند و یا اینکه اینگونه اعمال را دارای خاصیت متا فیزیکی می دانند.

پاسخ به این سؤال که آیا جادوگری،علم است؟دارای پاسخی مثبت است زیرا به هر شکل و به هر اندازه ذاتی نیاز به تمرین و اکتساب تجارب دارد و عموما جادوگر می خواهدکه بخشی از قدرت طبیعت را به نمایش بگذارد.
درجای دیگر بیانی درباره ی جادوگری وجود دارد و آن ،این است که جادوگری حربه ای برای آزار رساندن به بشر تعریف شده است. جادوگرى در علم انسان شناسى به معنى وجود نیرویى تبهکار در سرشت بعضى افراد مى باشد که بدان وسیله مى توانند بنحوى اسرارآمیز به دیگران صدمه و آزار رسانند.

به طور کلی در اذهان هیچ تصویر زیبایی از جادوگری وجود ندارد و ترس از این افراد در بشر ریشه دوانیده،البته شاید این ترس در برخی موارد به جا باشد. این ترس به حدی بود که در قرون وسطی جادوگران را به جرم انحطاط وکفردر آتش می سوزانیدند.
البته اگر تعریف دوم از جادوگری یعنی جنبه ی آزار رسانیدن آن را در نظر بگیریم این ترس بدیهی است،ولی در مورد تعریف دوم ترس معنایی ندارد زیرا پیشگویی،هیپنوتیزم و یا بلند کردن اجسام سنگین توسط نیروی درونی نباید ترسناک باشد!

 


اگر به کتب و منابع وسیع قرن هفدهم در باره سحر و جادو مراجعه کنیم، آنها را پر از گزارشهاى مشاهدات دقیق و گواهیهاى همراه با سوگند و حتى تجربیات خواهیم یافت.
گلانویل فیلسوف مشهور سالهاى نخست انجمن پادشاهى انگلیس، جادوگرى را عالیترین نمونه استدلال تجربى تلقى مى‏کرد.
جادوگری علم است، زیرا در مباحث بعد خواهیم دید که در تمامی ادوار، بشر حتی برای یک سردرد کوچک نیز به جادوگران پزشک مراجعه می کرد..و جالبتر از آن،این است که کاملا صحت می یافتند و به این قضیه اعتقاد داشتند که جادوگران نیرویی خارق العاده دارند،هنوز هم پس از گذشت قرن ها و با پیشرفت چشمگیر علم و آگاهی بشر در پزشکی و در همه علوم،هنوز هم توسل به جادواز میان نرفته است.
معمولا سحر و جادو خاصیتی همیشگی دارد،اما خود جادوگران برای از بین بردن این جادو از باطل سحر استفاده می کنند، که باز هم خاص خود آنهاست و از عهده ی انسان عادی انجام آن خارج است.

جادوگران با دست کاری در طبیعت از طریق نیروهای خود دست به اعمال قدرت می زدند، مثلا در زمانی که آب موجود نبود طبیعت را متوجه آن می کردند که به باران نیاز دارند و آنرا جادوی تقلیدی می نامیدند.یا زمانی که با کسی دشمن بودند تصویر شخص مورد نظر را مخدوش می کردند یا آن شخص مورد نظر را تصور می کردند و در ذهن او را زخمی می کردند.یا در آن دوران با تکرار جملاتی از قبیل طوطى پرواز کرده است ، فاخته پرواز کرده است، بلدرچین پرواز کرده است ، بیمارى پرواز کرده است ، بیماری را از بین میبردند.
جادوگری دو نوع نیک وشر داشت که نوع  نیک آن را رؤسا و روحانیون عمل می کردند و نوع شر آن را جادوگران بی رحم انجام می دادند.
جایگاه جادوگری در ملل مختلف از جمله مصر و ایران و اروپا و آفریقا (شاید به عنوان یک علم) را از نظر می گذرانیم.
مصر: ویل دورانت می گوید: از همان آغاز تاریخ تمدن مصر، علوم ریاضی در آن سرزمین حالت پیشرفته ای داشته و وضع عجیب اهرام شاهد این مدعاست و بزرگترین افتخار مصر قدیم علم پزشکی آن است که مریض را با سحر و جادو و تعویذ و طلسم درمان می کردند.

 

مثلاً زکام را این چنین مداوا می کردند: «ای سرمای پسر سرما بیرون شو! ای که استخوانها را خرد می کنی و هفت سوراخ سر را بیمار می سازی… خارج شو و بر روی زمین بیفت ای درد! ای درد! ای درد!». بعدها علم پزشکی در مصر پیشرفت نمود و آنها توانستند بیماریها را از راه علمی تر آن مداوا کنند.

ایران: علم نجوم و جادوگری امری عمومی بود، و هیچ گونه اقدام مهمی بدون رجوع به وضع صور فلکی به عمل نمی‌آمد؛ و هر واقعة زمینی به اعتقاد مردم نتیجة جنگ ستارگان سعد و نحس در آسمان بود ـ همان گونه که فرشتگان و شیاطین در روح انسان با یکدیگر می‌جنگیدند ـ و این در حقیقت همان نبرد اهورمزدا و اهریمن بود.

فقط یک زندگی منزه و پاکیزه می‌توانست روح را از شر اهریمن برهاند؛ در جنگ با شیطان، بهره گرفتن از یاری مغان و پیشگویی، وردخوانی، جادوگری، و دعاهای آنان امری بس ضروری بود. روحی که اینگونه یاری می‌شد به پاکی و قدسیت می‌رسید، از دادگاه سهمگین روز رستاخیز می‌گذشت، و در بهشت، شادمانی جاودان می‌یافت.
آفریقا: آداب و رسومى نظیر خدا باورى و باطل کردن طلسم و روح گیرى و تقدیس نیاکان و جادوگرى و باطل کردن سحرو…در گذشته و همچنین هم اکنون در آفریقا رواج داشته و دارد.

 

نمونه نقاشی های جادوگران در آفریقا اعتقاد به جادوگری تا جائی میرسد که طبیب جادوگر بسیار مقام شامخی دارد و آتها به این اعتقاد داشتند که یک جادوگر می تواند مردم را شفا دهد و یا به هلاکت برساند،آنها طبیب جادوگر را با جادوگران بی رحم یکی نمی دانستند و از جادوگران بی رحم می ترسیدند و این فعالیت را (جادوگری) کاملا موروثی می دانستند و این جادوگران اگر تشخیص داده می شدند، باید به کام مرگ می رفتند.
در بسیارى از مذاهب آفریقائى سحر و جادو از مهمترین دلایل براى بیماریهاى غیر منتظره مرگ و حوادث ناگوار قلمداد مى کردند. آنها مجسمه ها و طلسم می ساختند و برای آنها نذورات می دادند. و فکر می کردند که این مجسمه ها حاجات را اجابت می کنند و طالع سعد و نحس را می سازند.

اروپا: در اروپا نیز جادوگری رواج داشت. حتی فرقه های شیطان پرستی که از انواع جادوگری محسوب می شدند و می شوند. (چون این فرقه ها هم اکنون هم به حیات خود ادامه می دهند.)
فلک شناسی هم توسط دانشمندان غرب ارائه شد و جادوگری را در اروپا تقویت نمود.در اینجا هرگاه مبحث ستاره شناسی مطرح می شود جادوی آینده نگری را در پی دارد. در دوران اخیر دارو هایی شامل حشیش ، انهالینیوم و ال اس دی که کمتر شناخته شده است اما به همین میزان جادوگر ها و فالگیر های اروپای سده های میانه آن ها را تهیه و استفاده می کردند، آنها از این داروها برای بردن انسان به عالم خلسه استفاده می کردند.


………
حال اینجانب علی موسائی به بررسی دیدگاه دینی راجع به علم جادوگری می پردازم، به طور کلی دین برخی علوم را از جمله سحر و جادو را حرام می داند.و معتقد است علم زمانی مطلوب است که در راه تکامل انسان نقش منفی نداشته باشد و مصداق چنین علمی تنها از طریق دین شناخته می‌شود و هرگز چنین نیست که علم همیشه در مسیر تکامل انسان باشد و با آن منافات نداشته باشد.
برخورد مذاهب گوناگون با جادو چگونه بود؟
عموما در کشورهای اروپایی سران کلیسا ، جادوگران را به مرگ محکوم کرده و آنها را زنده زنده در آتش می انداختند.در فرانسه و ایتالیا و آلمان هزاران نفر به جرم جادوگری از طرف کلیسا به مرگ محکوم شدند.
کلیسای کاتولیک، پیروان کوپرنیک و حزب کمونیست، پیروان مندل را به بهانه اینکه عقاید آنها علم کاذب است، طرد کردند و آزار دادند.
در مورد اسلام نیز با جادوگری مخالفت شده است، قرآن صحت جادو را تائید می کند اما آن را حرام می شمارد.
در روایتی از حضرت علی علیه‌السلام آمده که هنگامی که ایشان برای جنگ با خوارج عازم بودند مردی به ایشان گفت از راه علم نجوم به دست آورده‌ام که امروز پیروز نمی‌شود. حضرت در جواب او فرمودند: … کسی که گفتار تو را تصدیق کند قرآن را تکذیب کرده است و
سپس درباره‌ی علم نجوم فرمودند:ای مردم از فراگرفتن علم ستاره‌شناسی بپرهیزید جز آن مقدار از علم نجوم که در دریانوردی و صحرانوردی به آن نیاز دارید، چه اینکه ستاره‌شناسی شما را به غیب‌گویی و
از غیب‌گویی به جادوگری می‌کشاند و ستاره‌شناسی چون غیب‌گو و غیب‌گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنم است، با نام خداوند حرکت کنید.
این روایت نشان می دهد که برای علمی چون ستاره شناسی نیز حد و مرز وجود دارد و نباید از این حد تجاوز شود زیرا انسان را گمراه ودر  یاری طلبیدن از خداوند در رسیدن به هدف‌های مطلوب و محفوظ ماندن از ناگواری‌ها احساس بی‌نیازی می‌کند!…

سرچشمه های علم:
بررسی سرچشمه ی اساسی علم نشان میدهد که جادوگری ابتدایی ترین نشانه های گرایش به علم در انسان بوده است.فریزر جادو را «خواهر نامشروع علم» مى دانست و از آنجا که تکامل گرا بود ، دین و علم را بر روى یک خط تکاملى تصور مى کرد و جادو را ابتدایى ترین آن ها مى دانست.
کیمیا گری در گذشته جادوگری بود و کیمیا گران را جادوگر میدانستند در حالی که این علم امروزه در شکل پیشرفته ی خود همان علم شیمی می باشد. اما این علم در زمان خود شاخه ای وسیع از جادو بود،نگاه به گذشته نشان می دهد که کیمیاگران برای انجام فعالیتهای خود از اوراد استفاده می کردند.
یکی از شباهتهای میان دانشمندان و جادوگران در این است که هیچکدام حاضر نیستند مسائل را آنگونه که عموم مردم می پذیرند، بپذیرند. جادوگران قدیمی و دانشمندان کنونی هر دو به این مسئله معتقدند که انسان می تواند در بسیاری از پدیده های جهان نقش داشته باشد و مسیر آنها را تغییر دهد،همچنین می تواند با شنا خت قوانین حاکم بر پدیده ها تا جایی که می تواند آن پدیده ها را تحت اختیار و سلطه ی خود بگیرد.
هم دانشمندان و هم جادوگران معتقدند که در این جهان این تنها انسان است که می تواند بر همه چیز احاطه پیدا کند، و به همین دلیل است که جادوگران تمام تلاش خود را در این جهت به کار بستند.


شاید اگر تئوری نسبیت اینیشتین و یا تئوری کوانتومی و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ و… در قرون وسطی بیان می شدند، هیچ آینده ای برای این تئوری ها وجود نداشت و دانشمندان ذکر شده جادوگرانی مطرود و محکوم به مرگ بودند.شاید در قرن های آتی همین تئوریهای ذکر شده به مثابه ی کیمیاگری درآیند و ارئه دهندگان آنها برای بشر قرن ها بعد فقط و فقط ، جادوگر جلوه نمایند.
اما در این زمان و در این مکان این دانشمندان و همه ی دانشمندان دیگر خدمت بزرگی در جهت پیشبرد علم داشته اند، که برای ما فراموش نمی شود، اما برای بشر قرون آتی یا ابر بشری که جهان وعده ی آن را میدهد اینگونه نباشد


 
comment نظرات ()