هیپنوتیزم , تله پاتی , تله کینزی , سایکوکینزی , ریکی , چاکرا , پروازجسم , برونفکنی , هومیوپاتی , علوم غریبه و ....

با سلام خدمت تمامی علاقمندان به علوم متافیزیک,اینجانب نهایت تلاش خود را بکار بستم تا حد امکان مطالب ساده و مفید واقع شوند و تمامی مطالب نوشته خود بنده است و هر کس خواست کپی بردارد با ذکر منبع بلامانع است و ضمنا این مطالب فقط جهت آگاهی میباشد

چراچهره شناسی؟این مطلب را حتما دنبال کنید!
نویسنده : علی موسائی - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢
 

دلیل چهره شناسی چیست؟

 دکتر "لیتل" به این پرسش پاسخ می دهد: این امر نقش مهمی را برای شناخت بهتر پیشینیان و تفاوت های فیزیکی آنها با نسل حاضر در اختیارمان قرار می دهد؛ به عنوان مثال همه ما زمانیکه احساس می کنیم دارای دشمنی هستیم که از هر لحاظ نسبت به او برتری داریم، به جنگ با او تن میدهیم. اما زمانیکه احساس کنیم طرف مقابل نسبت به ما دارای مزیت هایی است، خوب بالطبع ترجیح میدهیم در جنگی که نهایتاً شکست را برای ما به همراه دارد، شرکت نکنیم. راز بقا بر پایه فرضیه سیر تکاملی انسان ها استوار است، بنابراین پیشنیان باید به خوبی می فهمیدند که چه زمان می توانند اقدام به جنگ کرده و چه زمان باید از انجام چنین کاری خودداری کنند و پا به فرار بگذارند.
چهره های موافق و سازگار همیشه به موفقیت های اجتماعی دست پیدا می کنند. افرادی که در طرف مثبت قطب سازگاری قرار دارند، انسان هایی دلسوز، مفید و قابل اعتماد هستند. کسانی که در طرف منفی این قطب قرار دارند اکثراً ظنین، بدگمان، غرغرو، و عیبجو بوده و هیچ تمایلی به شرکت در فعالیت های گروهی ندارند. در تحقیقات "پرت" ثابت شد که پیوند محکمی میان خصوصیت اخلاقی "سازگاری" و ظرافت زنانه وجود دارد.
"پرت" به شخصه اظهار می دارد: "چهره های زنانه - چه خانم و چه آقا - برای مردم سازگارتر است. دلیل این امر آن است که کلاً خانم ها به عنوان انسان های مهربان و رئوف شناخته می شوند. هر چه چهره ها مردانه تر شود، سازگاری خود را برای دیگران از دست می دهد."
بنابراین آقایونی که دارای برخی ویژگی های زنانه در صورت خود هستند، نسبت به سایر مردها سازگار تر به نظر می رسند، و خانم هایی که دارای چهره های جذاب زنانه هستند، نسبت به خانم هایی که در چهره خود خصوصیات مردانه دارند، بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرند.
البته پذیرش این مفروضات در فرهنگ های مختلف کاملاً متفاوت است؛ اما تیم تحقیقاتی "پرت" بر روی کلیه انسانها و سیر تکاملی اقوام گذشته در منطقه های مختلف جغرافیایی کار می کند.
شاید در گذشته با استفاده از پیش فرض هایی که چهره یک فرد می توانست به شما بدهد، به راحتی متوجه می شدید که چگونه باید با او رفتار کنید. در جنگ ها هم این مطلب به افراد کمک می کرد که دریابند آیا می توانند پشت حریف خود را به خاک بمالند و یا خیر.
اما با توجه به تمام موارد ذکر شذه و ارتباط میان خصوصیات چهره و رفتار افراد، نباید فراموش کرد که شخصیت و طرز برخورد افراد ریشه در مسائل بیولوژیک دارد.
پسرها پسر باقی می مانند
پیش فرض هایی که در مورد موافقت و سازگاری افراد در مبحث بالا ذکر شد، دقیقاً بازتاب حرکات مردانه ای است که نشات گرفته از ترشح هورمونی به نام تستسترون در بدن آنها است. چندین پژوهش متفاوت در این زمینه انجام شده که همگی حاکی از این امر هستند که تستسترون در مردان سبب می شد که آنها به ایجاد برخورد و درگیری با دیگران تمایل بیشتری از خود نشان دهند و ماهیت ضد اجتماعی داشته باشند.
پروفسور "دن الویس" و تیم همراهش تحقیقی را در مورد تاثیر تستسترون بر روی رفتار پسرهای جوان در دانشگاه "برگن" نروژ انجام دادند. آنها در نهایت تعجب به این نتیجه رسیدند که میزان بالای تستسترون به هیچ وجه سبب بروز پرخاشگری و افزایش حس تعارض گرایی در نوجوانان پسر نیست.
بلکه پسرهای جوانی که نسبت به هم سن و سال های خودشان از تستسترون بالاتری برخوردار هستند، قدری تحریک پذیر تر بوده و ناسازگاری بیشتری از خود نشان می دهند. از دیگر پی آمد های این قضیه می توان به برافروختگی نسبت به کوچک ترین تحریک های بیرونی و جواب منفی به کسی که از آنها انتقاد می کند، اشاره کرد.
در تحقیقی که پروفسور "الن بوت" به همراه دکتر "جیمز دب" بر روی پرسنل نیرو
ی هوایی امریکا انجام دادند به این نتیجه رسیدند که احتمال ازدواج مردهایی که میزان تستسترون آنها از حد نرمال بالاتر است، 50% کمتر از سایرین می باشد. به عبارت دیگران میزان بالای تستسترون سبب میشود که ناسازگاری افراد افزایش پیدا کرده و نتوانند به راحتی در کنار فرد دیگری زندگی کنند. لازم به ذکر است که بروز چهره مردانه در گرو میزان تستسترون موجود در بدن افراد است.
آقایونی که رفتار درستی ندارند
در اینجا می بایست اشاره کرد که به هیچ وجه نمی توان از تسترون به عنوان بهانه ای برای توجیه بدخلقی و رفتار ناشایست افراد استفاده کرد. به نظر می رسد که تستسترون تنها بر روی افرادی که به شخصه دارای زمینه ذهنی فعالی در این مورد هستند، تاثیر گذار واقع می شود.
هماطور که پیشتر نیز به آن اشاره شد، به نظر می رسد که میزان بالای تستسترون می تواند در فعالیت اجتماعی افراد مؤثر بوده و آنها را از جمع گریزان کند. این امر به خصوص در نوجوانان نیاز به بررسی های بیشتری دارد چرا که بر روی فعالیت های کلاسی و گروهی آنها تاثیر منفی می گذارد. البته ثابت نشده که میزان بالای تستسترون بر روی تمرکز و توجه افراد تاثیر می گذارد. در طی بررسی هایی که بر روی گروههای اجتماعی - اقتصادی کم در آمد جامعه انجام شد - با توجه به میزان تستسترون -  این نتیجه بدست آمد که نه تنها این افراد بی توجه نسیتند، بلکه به خوبی در میان تمام قشرهای دیگر جامعه پراکنده شده اند.
خصوصیات زنانه و مردانه بر روی برونگرایی افراد نیز تاثیر می گذارند. اما بر خلاف موارد دیگر در این مورد به نظر می رسد که به جای یک  رابطه متضاد، رابطه ای کاملاً همسان میان اعمال و هورمورنهای زنانه و مردانه وجود دارد.
در آزمایشی که پروفسور "وارنر مارتین هرمن" در دانشگاه برلین انجام داد، به این نتیجه رسید که استروژن موجود در بدن بانوان سبب می شود که آنها در تست شخصیت مربوط به برونگرایی نمرات بالاتری را کسب کنند. تحقیقات دیگر نیز حاکی از این امر هستند که تستسترون سبب ایجاد برونگرایی در مردان می شود و موجب می شود که تسلط بیشتری بر روی موقعیت های اجتماعی از خود نشان دهند.
یک مقدار بیشتر
"پرت" یکسری شواهد مقدماتی در مورد این مطلب که چهره های مردانه خیلی برونگرایانه تر از انواع زنانه خود به نظر می رسند، بدست آورده است. باز هم می توان به این نتیجه رسید که هورمون های زنانه و مردانه در این قسمت هم مانند سایر مسائل دیگر، نقش مهمی را ایفا می کنند.

اساس بیولوژیک خصیصه روان رنجور خویی تاکنون به طور کامل مشخص نشده است؛ اما به طور متوسط می توان گفت که خانم ها در برگه پرسشنامه رنجور خویی، امتیاز بالاتری نسبت به آقایون بدست می آورند. بر این اساس "پرت" معتقد است که هر چقدر چهره ها زنانه تر شوند، میزان عصبیت و رنجور بودن آنها نیز افزایش پیدا می کند.
برداشت اول مهم است
مشخص نیست که مردانگی و زنانگی صورت ها چه تاثیری می تواند بر روی محافظه کاری و یا وجدانگرایی افراد اشته باشد. البته چهره های مردانه اغلب به عنوان سیماهای غیر قابل اعتماد و ناپایدار معرفی می شوند، و کمتر مردی را می بینیم که صورت او به عنوان چهره ای وظیفه شناس، معتبر، و قابل اعتماد، مورد پذیرش عامه مردم قرار بگیرد.ولی کلا در دین مبین اسلام شواهدی وجود دارد که نشان میدهد مرد باید خصایص مردانه داشته باشد و زن نیز خصوصیات زنانه را دارا باشد و غیر این تصورش دشوار خواهد بود.
ما در مباحث آینده چگونگی شناخت انسانها از روی چهره و عملکرد اعضای بدن را بطور مفصل توضیح خواهیم داد.


 
comment نظرات ()